X
تبلیغات
موسیقی - عارف قزوینی
موسیقی
موسیقی در آدارپانا, کامل ترین مرجع موسیقی ایران

 
تاريخ :
 

میرزا ابوالقاسم عارف قزوینی

شاعر و ترانه سرای ملی، از شاعران تصنیف ساز دوره انقلاب مشروطه و اولین کسی بود که پس از شیدا دنباله کار او را گرفت و در اشعار آهنگین خود مضامین سیاسی و اجتماعی گنجاند و با شعر و موسیقی به بیان اندیشه های سیاسی و انتقاد از جامعه و نیز نشر و تبلیغ اندیشه های انقلابی و آزادیخواهی پرداخت و در این زمینه ابتکارات و ابداعات جالبی از خود ارائه نمود.

عارف در قزوین زاده شده و در سن سیزده سالگی نزد حاجی صادق خرازی به فراگیری موسیقی و آموزش صدا پرداخت. پدرش ملا هادی وکیل، علاقه داشت عارف روضه خوان شود (چون صدای خوبی داشت) از این رو او پای منبر میرزا حسین واعظ قزوینی چند سال به نوحه خوانی پرداخت. در آن دوره با گلستان و طیبات سعدی آشنا گردید. در قزوین به مدرسه رفت و نزد سه نفر از خطاطان آن دوره به فراگیری خط پرداخت. عارف پس از رشد بسنده ای در موسیقی و آموزش صدا و تصنیف خوانی را آغاز نمود. هنگامی که از قزوین به طهران آمد ذکرش به گوش مظفرالدین شاه رسید و فراخوانده شد. عارف در پیشگاه وی چند غزل خواند. شاه به وثق الدوله دستور داد پانصد تومان به عارف بدهد و نام او را در ردیف فراش خلوتها بنویسد. خود عارف در این باره نوشته است:« شنیدن این حرف در من اثرش کمتر از صاعقه آسمانی نبود.» تا صبح بیدار می نشیند و صبح به منزل صدر الممالک (کسی که موجب آشنایی او با دربار گردیده است) می شود و می گوید:« این بلایی که از طرف تو بر سر من آمده است قابل تحمل نیست.» سرانجام با تدبیر و چاره اندیشی از دربار شاه و شاهزادگان قاجار رهایی می یابد. عارف به بغداد و استانبول سفر کرد و پس از دیدن «دارالالحان» تُرک، قصد داشت در بازگشت به ایران آموزشگاه موسیقی دایر نماید ولی به علت عدم هماهنگی محیط و موقعیت او، در این کار موفقیتی به دست نیاورد. او بزرگ ترین مشکل پیشرفت برای موسیقی ایرانی را رایج نبودن نت و آگاه نبودن موسیقی دانان به اصول علمی موسیقی دانست.

عارف پس از دگرگونی شرایط سیاسی جامعه دچار غم و اندوه شدیدی گردید و از شعر گفتن دست کشید، زیرا شرایط جامعه با اندیشه های بلند و آزادیخواهی او سازش نداشت. او از هواداران جمهوری و از مخالفان شدید حکومت دیکتاتوری بود و از آنجا که دارای احساسات شدید وطن پرستانه بود، اشعارش بیانگر غم و اندوهی است که از شرایط اجتماعی ناشی شده اند.

از او 25 تصنیف وطنی (که شعر و آهنگ متعلق به خودش است) و چند مارش و سرود باقی مانده است که اشعار آنها در دیوانش چاپ گردیده است. او اولین تصنیف وطنی اش را به مناست ورود فاتحین ملت به طهران (در شور ) ساخت. در سال 1286 تصنیف آواز بهاری (در دشتی) را ساخت و به علت علاقه اش به حیدر عمو اوغلی (از مشروطه خواهان صدر مشروطیت)  آن را به نام وی نامگذاری نمود و تصنیف معروف دشتی خود ره به نام «گریه کن که دگر» را به یاد دوست ناکام و آزاده اش کینل محمدتقی پسیان ساخت که اولین کنسرت مرتضی نی داود (در سن 21 سالگی) بود که بهمراهی گروه دیگر آواز خزن انگیز او اجرا شد.

عارف در زمان مشروطیت به تأثیر از شرایط اجتماعی تصنیف هایی سرود که مردم آنها را می خواندند، چنانکه بیاد اولین قربانیهای آزادی چنین سروده است:

هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد 

          دربار بهاری تهی از زاع ر رغن شد

از ابر کرم خطه ری رشک ختن شد

        دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد

و هنگامی که خون جوانان بخاک گلگون شد و در برابر رفتار و کردار ستمگرانه محمدعلی شاه جنکیدند و کشته شدند، در همین تصنیف ادامه داده است:

از خون جوانان وطن لاله دمیده

        از ماتم سر و قدشان سرو خمیده

ناصرالملک به علت سرودن تصنیف دشتی و انتشار آن دستور دستگیری او را صادر می کند. عارف به حرف شاه عبدالعظیم می گریزد و این تصنیف را این چنین آغاز می کند:

گریه را به مستی بهانه کردم

         شکوه ها ز دست زمانه کردم

این تصنیف بعدها با صدای عبدالوهاب شهیدی و... در رادیو اجرا گردید.

آهنگهای او در آن دوره بسیار متداول بود. گفته شده که بیشتر کسانی که به تصنیف علاقمند بودند کتابچه ای از تصنیف های او را با خود داشتند و در زمان مناسب آن را در می آموردند و می خواندن. عارف در سال 1312 در همدان درگذشت. او را در صحن آرامگاه پورسینا به خاک سپردند. این بیت بر سر قبرش نوشته شده است:

عمرم گهی به هجر و گهی در سفر گذشت

       تـــاریــخ زنــدگــی هـــمـــه در درد ســـرگـــذشـــت

 



ارسال توسط تیرداد قادری

اسلایدر