آقا حسینقلی (1270-1334 ه ق)
پدر ردیف ایران، بزرگ ترین تار زن زمان خود و از نوازندگان مورد توجه دربار ناصر الدین شاه بود. او در آغاز شاگرد برادر بزرگ خود میرزا عبدالله و سپس شاگرد آقا غلامحسین (پسر عمو و ناپدریش) بود. با وجود اینکه از روحیه ای خلاق برخوردار بود ولی سخت به اصول و سنتها پایبند بود. ذوق و نبوغ آقا حسینقلی در کودکی جلوه گر شد. ولی پشتکار او را هم نمی توان نادیده شمرد. چنانکه حکایت شد، او چون در کودکی پدرش را از دست داد پس از سن هفت سالگی شاگرد عطار گردید، از شدت علاقه ای که به تار داشت با چوب و نخ سازی مانند تار ساخت و از آقا غلامحسین خواهش کرد که به او آموزش دهد، ولی (آقا غلامحسین) با تندی و پرخاش کردن با او از این کار خودداری ورزید. پس از مدتی از پسر عمویش (ناپدریش) خواهش می کند که در برابر آموزش گرفتن از او به ظرفشویی بپردازد، به این طریق درخواست او پذیرفته می شود. گفته شده است که هنگام ظرفشویی آنچه با آقا غلامحسین می نواخت به دقت گوش می داد و به ذهن می سپرد و شبها آنها را در منزل تمرین می کرد و به یاری نبوغ و استادی خود مطالبی را به آنها می افزود. با این تلاش و پشتکار کم نظیر از استادان بزرگ زمان خود گردید.
از چیره دستی او داستانها نقل شده است که به ذکر یکی از آنها از قول حاج آقا محمد می پردازیم:« یکی از رجال و اعیان از آقا حسینقلی خواهش می کند با نظر خود تاری برای او تهیه نماید. استاد قبول می کند و روزی تار را با خود به منزل آن شخص می برد. پس از مدتی صحبت از این در و آن در، استاد، تار را برمی دارد و قطعاتی می نوازد که همه سراپا گوش می شوند و مجذوب، و نیز از صدای تار حیرت می کنند.
سپس استادی عذری آورده آهنگ رفتن می کند. بدیهی است برای چنین تاری با این صدای خوش، مبلغ گزافی به استاد تقدیم می شود. بعد از رفتن استاد، همه مدعوین زبان به تعریف از صدای تار می گشایند. یکی از حاضرین در جلسه ساز را برمی دارد. ولی هنوز دو سه مضراب به تار نزده بود که همه می بینند صدای خشک و مس مانند دارد. دیگران نیز ساز را امتحان می کنند ولی نتیجه همانست. در اینجا معلوم می شود که این پنجه های حسینقلی بوده که از چنین سازی، چنان صوتی می آفریده. یکی از مدعیون می گوید:« ساز آنقدر که پول دادین نمی ارزد.» و دیگری در جوابش می گوید:« آن پول را برای هنر استاد دادیم و خیلی هم کم دادیم.»
نتیجه ازدواج اول آقا حسینقلی با خانمومی به اسم سکینه، دو دختر بود که دختر اولش به همسری آقا رضاخان فرزند آقا غلامحسین درآمد و دومی با باقر خان رامشگر ازدواج کرد. پس از مرگ سکینه، همسر دیگری اختیار کرد و از او سه پسر به نامهای علی اکبر شهبازی، محمد حسن شهبازی، و عبدالحسین شهبازی داشت.
دسته تار حسینقلی دارای بیست و دو پرده بود.تخصص او در نواختن تار پنجم سیم بود و با تار شش سیم که بعدها متداول شده بود نمی نواخت. اگر هم برای او تار شش سیم می آوردند، سیم ششم آن را در می آورد و سپس می نواخت.
آقا حسینقلی شاگردان بسیار تربیت نمود که بعضی از آنها مشهورترین تار زنان زمان خود شدند مانند: غلامحسین درویش، علینقی وزیری (قسمتی از ردیف او را نت نویسی کرد)، ارفع الملک، میرزا غلامرضای شیرازی، باصر الدوله، علی محمد فخام بهزادی (فخام الدوله)، محسن میرزا ظلی و مرتضی نی داود. سایر شاگردان او عبارت اند از:
آقا رضا خان (داماد آقا حسینقی)، اسمعیل شیرازی(پسر داود شیرازی)، خلیل فهیمی فهیم الملک، یوسف فروتن، جهانشاه میرزا بیابانی، محسن میرزا ظلی، سلطان مجید میرزا رخشانی، خازن الدوله، شهاب دفتری سراج، محمدرضا سالار معظم، معزالدین غفاری و حسینقلی غفاری (فرزند کمال الملک)، محمود وقار، نسقچی باشی، میرزا امان الله امانی، کمال زاده، اسدالله سرور کرمانی (سرور حضور) و حاج غلامرضا.
او برای پر کردن صفحه، همراه چند تعدادی از هنرمندان از جمله، اسدالله خان نوازنده (تار)، باقر خان رامشگر و سید احمد خان آوازه خوان به اروپا رفتند. در بازگشت به ایران یک ماه و نیم در استامبول توقف داشتند و در سفارت به اجرای کنسرتی دست زدند که نیمی از هزینه آن به رسم اعانه به مدرسه ایرانیان در استامبول اهداء گردید. حسینقلی در، شماری از صفحات به تنهایی به نوازندگی پرداخته که پنجه های او را نشان می دهد.
زندگی آقا حسینقلی اواخر عمر در مضیقه بود. او در سال 1334 ه ق در طهران درگذشت. با کمال تأسف از خاکسپاری این هنرمند بزرگ در گورستان عمومی ممانعت به عمل آمد، او را نزدیک شهر ری در گورستان کفاروبی کسان به خاک سپردند. در زمان رضا شاه این گورستان خاک برداری شد و تبدیل به مقبره شاه شد.
سایر نوازندگانی که در این دوره کمابش شهرت داشتند عبارت اند از:
داوود شیرازی، حاج سید حسین، جعفر خان، مراد خان سید حسین خلیفه.