آقا غلامحسین

 

آقا غلامحسین:

فرزند محمدرضا، برادر زاده و بهترین شاگرد آقا علی اکبر بود بطوریکه گفته شده ردیفهای موسیقی سنتی را ازاو  فراگرفته و پس از علی اکبر زبردست ترین نوازنده تار بوده است. بعد از مرگ آقا علی اکبر به سمت رئیس ارکستر اختصاصی دربار ناصری منصوب شد. در دربار ناصری از توجه و منزلت خاصی برخوردار بوده است و مضرابهای تند و سریع و ریزهای متوالی او را حاکی از سبک استادش آقا علی اکبر دانسته اند. آقا غلامحسین پس از مرگ عموی خود، با همسر او ازدواج می کند و آموزش موسیقی را به دو پسر کوچک او به نام های میرزا عبدالله و آقا حسینقلی که بسیار به موسیقی علاقه مند بودند آغاز می کند که سالها بعد هر دوی آنها به مقام استادی رسیدند. علاوه بر این دو استاد سه نوازنده دیگر را به نام های نعمت الله خان، یوسف خان صفائی، و محمد علی خان موستوفی را تربیت نمود.

آقا حسینقلی

 

آقا حسینقلی (1270-1334 ه ق)

پدر ردیف ایران، بزرگ ترین تار زن زمان خود و از نوازندگان مورد توجه دربار ناصر الدین شاه بود. او در آغاز شاگرد برادر بزرگ خود میرزا عبدالله و سپس شاگرد آقا غلامحسین (پسر عمو و ناپدریش) بود. با وجود اینکه از روحیه ای خلاق برخوردار بود ولی سخت به اصول و سنتها پایبند بود. ذوق و نبوغ آقا حسینقلی در کودکی جلوه گر شد. ولی پشتکار او را هم نمی توان نادیده شمرد. چنانکه حکایت شد، او چون در کودکی پدرش را از دست داد پس از سن هفت سالگی شاگرد عطار گردید، از شدت علاقه ای که به تار داشت با چوب و نخ سازی مانند تار ساخت و از آقا غلامحسین خواهش کرد که به او آموزش دهد، ولی (آقا غلامحسین) با تندی و پرخاش کردن با او از این کار خودداری ورزید. پس از مدتی از پسر عمویش (ناپدریش) خواهش می کند که در برابر آموزش گرفتن از او به ظرفشویی بپردازد، به این طریق درخواست او پذیرفته می شود. گفته شده است که هنگام ظرفشویی آنچه با آقا غلامحسین می نواخت به دقت گوش می داد و به ذهن می سپرد و شبها آنها را در منزل تمرین می کرد و به یاری نبوغ و استادی خود مطالبی را به آنها می افزود. با این تلاش و پشتکار کم نظیر از استادان بزرگ زمان خود گردید.

از چیره دستی او داستانها نقل شده است که به ذکر یکی از آنها از قول حاج آقا محمد می پردازیم:« یکی از رجال و اعیان از آقا حسینقلی خواهش می کند با نظر خود تاری برای او تهیه نماید. استاد قبول می کند و روزی تار را با خود به منزل آن شخص می برد. پس از مدتی صحبت از این در و آن در، استاد، تار را برمی دارد و قطعاتی می نوازد که همه سراپا گوش می شوند و مجذوب، و نیز از صدای تار حیرت می کنند.

سپس استادی عذری آورده آهنگ رفتن می کند. بدیهی است برای چنین تاری با این صدای خوش، مبلغ گزافی به استاد تقدیم می شود. بعد از رفتن استاد، همه مدعوین زبان به تعریف از صدای تار می گشایند. یکی از حاضرین در جلسه ساز را برمی دارد. ولی هنوز دو سه مضراب به تار نزده بود که همه می بینند صدای خشک و مس مانند دارد. دیگران نیز ساز را امتحان می کنند ولی نتیجه همانست. در اینجا معلوم می شود که این پنجه های حسینقلی بوده که از چنین سازی، چنان صوتی می آفریده. یکی از مدعیون می گوید:« ساز آنقدر که پول دادین نمی ارزد.» و دیگری در جوابش می گوید:« آن پول را برای هنر استاد دادیم و خیلی هم کم دادیم.»

نتیجه ازدواج اول آقا حسینقلی با خانمومی به اسم سکینه، دو دختر بود که دختر اولش به همسری آقا رضاخان فرزند آقا غلامحسین درآمد و دومی با باقر خان رامشگر ازدواج کرد. پس از مرگ سکینه، همسر دیگری اختیار کرد و از او سه پسر به نامهای علی اکبر شهبازی، محمد حسن شهبازی، و عبدالحسین شهبازی داشت.

دسته تار حسینقلی دارای بیست و دو پرده بود.تخصص او در نواختن تار پنجم سیم بود و با تار شش سیم که بعدها متداول شده بود نمی نواخت. اگر هم برای او تار شش سیم می آوردند، سیم ششم آن را در می آورد و سپس می نواخت.

آقا حسینقلی شاگردان بسیار تربیت نمود که بعضی از آنها مشهورترین تار زنان زمان خود شدند مانند: غلامحسین درویش، علینقی وزیری (قسمتی از ردیف او را نت نویسی کرد)، ارفع الملک، میرزا غلامرضای شیرازی، باصر الدوله، علی محمد فخام بهزادی (فخام الدوله)، محسن میرزا ظلی و مرتضی نی داود. سایر شاگردان او عبارت اند از:

آقا رضا خان (داماد آقا حسینقی)، اسمعیل شیرازی(پسر داود شیرازی)، خلیل فهیمی فهیم الملک، یوسف فروتن، جهانشاه میرزا بیابانی، محسن میرزا ظلی، سلطان مجید میرزا رخشانی، خازن الدوله، شهاب دفتری سراج، محمدرضا سالار معظم، معزالدین غفاری و حسینقلی غفاری (فرزند کمال الملک)، محمود وقار، نسقچی باشی، میرزا امان الله امانی، کمال زاده، اسدالله سرور کرمانی (سرور حضور) و حاج غلامرضا.

او برای پر کردن صفحه، همراه چند تعدادی از هنرمندان از جمله، اسدالله خان نوازنده (تار)، باقر خان رامشگر و سید احمد خان آوازه خوان به اروپا رفتند. در بازگشت به ایران یک ماه و نیم در استامبول توقف داشتند و در سفارت به اجرای کنسرتی دست زدند که نیمی از هزینه آن به رسم اعانه به مدرسه ایرانیان در استامبول اهداء گردید. حسینقلی در، شماری از صفحات به تنهایی به نوازندگی پرداخته که پنجه های او را نشان می دهد.

زندگی آقا حسینقلی اواخر عمر در مضیقه بود. او در سال 1334 ه ق در طهران درگذشت. با کمال تأسف از خاکسپاری این هنرمند بزرگ در گورستان عمومی ممانعت به عمل آمد، او را نزدیک شهر ری در گورستان کفاروبی کسان به خاک سپردند. در زمان رضا شاه این گورستان خاک برداری شد و تبدیل به مقبره شاه شد.

سایر نوازندگانی که در این دوره کمابش شهرت داشتند عبارت اند از:

داوود شیرازی، حاج سید حسین، جعفر خان، مراد خان سید حسین خلیفه.

آقا جان دوم

 

آقا جان دوم:

پسر داود شیرازی نوازنده معروف تار بود. او در ضرب مهارت داشت و تصنیف خوان و ضربگیر بی نظیر دوره ناصری بود.

آقا جان اول

 

آقا جان اول:

شاگرد حبیب سماع حضور که تصنیف خوان و ضربگیر ماهری بود. حالقی بمنظور اینکه با آقا جان ضربگیر پسر داود شیرازی اشتباه نشود او را آقاجان اول و دومی را آقاجان دوم نامیده است. پسر او حاجی خان نام دارد که شاگرد او بوده است.

مشتاق علیشاه اصفهانی

 

مشتاق علیشاه اصفهانی: (متوفی 1206 ه ق)

از موسیقی دان مشهور عهد زندیه و از دراویش پاک نهاد زمان خود بود که مریدان بسیاری داشت. او خواننده و نوازنده معروف سه تار بود و از اساتید این فن بشمار می رود. سه تار تا زمان او دارای سه سیم بود، مشتاق سیم چهارم (سیم سفید) را به این ساز اضافه نمود به این دلیل سیم چهارم سه تار به سیم مشتاق معروف شد.

این استاد بزرگ به تحریک امام جمعه مرتجه کرمان به نام ملا عبدالله، سنگسار و کشته شد گفته شده به این جرم که قرآن را با سه تار خوانده است البته در کتاب «بستان السیاحه» علت سنگسار او چنین آمده است:

«آتش حسد ملا عبدالله امام جمعه و مجتهد کرمان از زیادی مریدان مشتاق شعله ور گردیده بود. اتباع وی نیز که رونق بازار صوفیه را سبب ضعف اسلام می شمردند پیشوای خود را به دفع مشتاق وسوسه می کردند و او در پی فرصت بود. سرانجام روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان سال 1206 هجری زمانی که آخوند مزبور به موعظه مریدان اشتغال داشت، مشتاق علیشاه با یکی از دراویش وارد مسجد شد و در گوشه ای به ادای فرضیه مشغول شد، ملا عبدالله از بالای منبر حکم قتل و سنگسار کردن مشتاق را داد. جماعت پای منبر با چوب و سنگ و هر چه به دستشان میرسید مشتاق و درویش همراه او را کشتند. مریدان مشتاق پس از اطلاع از وقایع جسد مرشد و مراد خود را در مقبره خاندان یکی از مریدان به خاک سپردند. و چون کوثر علیشاه همدانی هم در کرمان درگذشت و در همان مقبره مدفون شد زنی محترمه از اهالی رشت به نام حاجیه از مردیدان کوثر علیشاه، بنایی عالی با دو قبه بر آن بنا نمود یکی بالای قبر کوثر علیشاه و دیگری بر مزار مشتاق علیشاه و اکنون معروف به مزار و زیارتگاه اهل دل است.»

میرزا نصیر اصفهانی

 

میرزا نصیر اصفهانی (متوفی 1191ه ق)

ملقب به خواجه نصیر ثانی، هنرمند، موسیقی دان، شاعر، دانشمند، طبیب و ریاضی دان در پارس دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در اصفهان گذراند و پس از کسب درجات عالی طب و ریاضی به شیراز بازگشت و طبیب کریمخان زند شد. میرزا نصیر در رساله موسیقی خود به زبان عربی، به شرح نسبت موسیقی و طب پرداخته است و در سایر رشته ها نیز تألیفاتی از خود بجای نهاده است.

شهرزاد پریخان

 

شهرزاد پریخان:

از نوازندگان دوره کریمخان است که در نواختن سه تار ماهر بوده است. او را مخدره زمان نامیدند، مولانا محتشم کاشانی قصیده ای در وصف وی به نظم درآورده و از کاشان سوی او فرستاد.

ملا فاطمه

 

ملا فاطمه:

در «رستم التواریخ» آمده: « با ملاحت و آنیت و شیرین گفتگو بوده و در نغمه پردازی و خوش آوازی رشک بلبلان گلستانی و در جلوه گری و بازیگری و رقاصی غیرت طاوسان لبنانی... به قدر بیست هزار بیت از منتخبات اشعار شعرای قدیم و جدید از بر داشت که در هر مجلس آنها را به مناسبت موافقت آواز دف و نقاره و ناله نی و نغمه چنگ و بربط و صدای عود و رود و سرود و رباب می خواند و هزار دستان از شنیدن آواز خوش جان بخشش از شاخه گلبن بیهوش می افتاد و طاوس مست در جلوه گری از تماشای رقص آن سرو و قامت متحیر و مات می ایستاد.

بی بی مرصع

 

بی بی مرصع:

رستم الحکماء در «رستم التواریخ» از زنی بنام بی بی مرصع یکی از سردستگان معروف مطربان عصر زندیه نام می برد.

شاه مراد خوانساری

 

شاه مراد خوانساری:(متوفی 1038 ه . ق)

تنها تصنیف سازی است که در دوره صفویه ذکر شده است. در تذکره نصر آبادی او را شعرای تصنیف ساز دوره شاه عباس اول دانسته که بخاطر ساختن تصنیف زیر در مقام دوگاه و نوروز صبا از شاه عباس خلعت دریافت کرده است:

صد داغ بدل دارم زان دلبر شیدائی

        آزاده دلی دارم من دانم و رسوائی

البته در این دوره تصنیف سازان دیگری هم بودند ولی چون به تصنیف مانند شعر اهمیت داده نمی شد، تصنیف ها را ثبت نمی کردند از این رو از تصنیف سازان این دوره اطلاعی در دست نداریم.

استاد شهسوار چهارتاری

 

استاد شهسوار چهارتاری:

از نوازندگان معروف تنبور چهار تار بوده است.

میرزا محمد منشی تبریزی

 

میرزا محمد منشی تبریزی:

خوش نویس، دانشمند و موسیقی دان اواخر دوره صفوی بود.

مولانا علی کوهساری

 

مولانا علی کوهساری:

خطاط و از خوانندگان استاد دوره شاه سلطان حسین صفوی بوده است.

حافظ محمد طاهر قاری کرمانی

 

حافظ محمد طاهر قاری کرمانی:

خواننده اواخر دوره صفویه بود.

حافظ محمد تقی

 

حافظ محمد تقی:

خواننده و موسیقی دان عصر سلیمان صفوی و به عندلیب کاشی معروف بود.

عبدی شیرازی

 

عبدی شیرازی:

تصنیف ساز و موسیقی دان به نام عصر شاه سلیمان صفوی بشمار می رود.

واصف قندهاری

 

واصف قندهاری:

موسیقی دان و آواز خوان عصر شاه سلیمان صفوی بود و در سرودن شعر نیز سررشته داشت.

حسین صبوحی

 

حسین (حسینا) صبوحی:

شاعر، موسیقی دان، خواننده، نوازنده تنبور چهارتار و شاهنامه خوان عصر شاه عباس دوم و شاه سلیمان بود.

باقیای نایینی

 

باقیای نایینی:

تصنیف ساز و موسیقی دان شاه عباس دوم و زمان شاه صفی بوده است.

میر صوفی

 

میر صوفی:

از موسیقی دانان و شاعران زمان شاه عباس دوم شاه سلیمان صفوی بشمار می رود.

صفی قلی بیک اصفهانی

 

صفی قلی بیک اصفهانی:

موسیقی دان و نوازنده تنبور چهارتار عصر شاه عباس دوم بود و شعر نیز می سروده است.

مولانا محمد تنبوره ای

 

مولانا محمد تنبوره ای:

نوازنده ماهر تنبور شاه عباس اول بوده است. در جوانی رهسپار هندوستان شد و به دستگاه جهانگیر پادشاه گورکانی هند راه یافت و پیشه نقاشی اختیار کرد. شاعر، خوش نویس نیز بود و در شاهنامه خوانی تبحر داشت.

مولانا مطربی قزوینی

 

مولانا مطربی قزوینی:

از مطربان، تصنیف سازان موسیقی و خوش خوانان اوایل حکومت شاه عباس بوده است.

مطربی قزوینی

 

مطربی قزوینی:

موسیقی دان، تصنیف ساز و شاعر به نام شاه عباس اول بوده است.

آقا رضا تنبوره ای

 

آقا رضا تنبوره ای:

چنانکه از نامش برمی آید از تنبور نوازان دوره شاه عباس بوده است.

مذاقی نائینی

 

مذاقی نائینی:

تصنیف ساز، استاد موسیقی و نوازنده مشهور شاه عباس بشمار می رود.

محمد بیک خلیفه الخلفایی

 

محمد بیک خلیفه الخلفایی:

وزیر شاه عباس و از نوازندگان ماهر تنبور چهارتار بود و در سرودن شعر دست داشت. استاد نقاشی و خوش نویس نیز بوده است.

غیرت همدانی

 

غیرت همدانی:

در خوانندگی فن موسیقی، سرودن شعر و تصنیف دست داشت و از موسیقی دانان و نوازندگان بعد از شاه عباس اول بشمار می رود.

عبدالرازق قزوینی

 

عبدالرازق قزوینی:

علاوه بر موسیقی در شاهنامه خوانی و خط سررشته داشت و در دربار شاه عباس می زیسته است.

نجاتی بافقی

 

نجاتی بافقی:

خواننده و شاهنامه خوان عصر شاه عباس اول بوده است.