روح الله خالقی
آهنگساز، نوازنده ویولن، رهبر ارکستر و مؤلف آثار موسیقی، از هنرمندان بزرگ و کم نظیری است که باید در توصیف مقام هنریش بسیار نوشت. هنرمندی باارزش و ولالی انسانی، سرشار از صداقت، متانت، انسانیت، پاکی، صمیمیت، جدیت، پشتکار، و همت والا در ثبت تاریخ موسیقی کشورمان، زیرا اگر او نبود بیشتر خاطرات و نام بزرگان موسیقی کشورمان از بین رفته بود.
روح الله فرزند میرزا عبدالله خان، منشی فرمانروا والی کرمان بود. در سال 1285 خورشیدی در کرمان بدنیا آمد و در محیط هنری پرورش یافت. پدرش تار را نزد آقا رضاخان داماد میرزاحسینقلی و مدتی نزد خود میرزا و مدتی در کلاس درویش خان فرا گرفته بود. مادرش «مخلوقه» زن بسیار اهل ذوق و شاگرد میرزا غلامرضای شیرازی بود. او از کودکی با خواهرش (مخلوصه) و برادرش (کریم) به مدرسه آمریکایی فرستاده شد و تحصیل را آغاز نمود. او نه تنها در محیط خانوادگی که هنرپرور بود از موسیقی بهره مند شد بلکه در محیط دبستان نیز از موسیقی بی بهره نبود. دراین باره خودش نوشته است:« تأثیر سرودها – مدرسه ما تالار بزرگی داشت که شاگردان هر روز صبح قبل از رفتن به کلاس در آنجا جمع می شدند «مستر جردن» رئیس مدرسه به لهجه مخصوص پارسی خود اول دعا می خواند، بعد «خانم جردن» پشت ارگ می نشست و آهنگی می نواخت و ما همگی با او هم آواز می شدیم و سرود می خواندیم. اشعار سرودها در کتابی چاپ شده بود تا هر کدام از شاگردان کلمات را از حفظ نداشتند از روی کتاب بخوانند.
بعضی از سرودها آهنگ فرنگی داشت که به پارسی ترجمه شده بود و برخی را هم صاحب منصبان موزیک نظام ایران ساخته بودند. رسم مدرسه این بود که در آخر سال تحصیلی جشنی در سالن کلیسا برپا می کردند و چند تن از فارغ التحصیل ها بیاناتی ایراد می نمودند. برای هر دوره هم سرودی آماده می شد و بیشترین این آهنگها را غلامرضاخان سالار معزز می ساخت که رئیس مدرسه موزیک بود. اشعار آن را شاگردانی که طبع شعر داشتند می سرودند یا از شعرای معاصر استمداد می کردند. نخبه این سرودها در آن کتابچه چاپ شده بود و ما می خواندیم.
البته من در آن موقع منظور اولیای مدرسه را از این اجتماع و سرود خواندن و جشنها نمی یافتم. بعدها که به هدفهای تعلیم و تربیت آشنا شدم بخوبی درک کردم که همین کار کوچک چقدر برای ایجاد حسن همکاری و به نشاط آوردن روح جوانی کمک بزرگی بوده است. چنانکه در آن موقع، ما بعد از سرود خواندن، خوش و خندان به کلاس می رفتیم بدون اینکه توجه کرده باشیم که این آهنگ موسیقی و وزنهای شادی بخش سرودهاست که ما را خوش و خرم کرده است.»
یکی دیگر از عواملی که در ذوق موسیقایی خالقی اثر بسیار نهاد همسایه بودن رکن الدین خان مختاری مشهورترین نوازنده ویولن و نغمه پرداز عصر خود با آنها بود که پیش از دیدن و آشنا شدن با ویولن به صدای آن انس و الفت گرفته بود، چنانکه نوشته است:« ما طوری به این صدا مأنوس بودیم که سکوت می کردیم و گوش می دادیم و با نغمه ساز بخواب می رفتیم.»
به قول خودش یکی دیگر از مسایلی که در پرورش شوق هنری او نقش داشت، شنیدن کمانچه میرزا رحیم کمانچه کش بود. رحیم کمانچه کش شوهر عمه اش بود و به شنیدن سازش علاقه وافر داشت. در این باره خود او نوشته است:« آن نوازنده ویولن و این کمانچه کش اولین مربیان موسیقی من بوده اند.» اینگونه بود که در کودکی شوق و ذوق موسیقی او پرورش و رشد یافت.
خالقی پیش از فراگیری موسیقی، برای آموختن عروض و نقاشی به مکتب میرزا نصیر فرصت شیرازی راه یافت و به فراگیری عروض و نقاشی پرداخت ولی چون علاقه اصلی اش به موسیقی بود محضر استاد را ترک کرد و به موسیقی پرداخت.
خالقی نزد میرزا رحیم استاد کمانچه به فراگیری ویولن پرداخت، چنانکه او کمانچه می نواخت و خالقی با ویولن تکرار می کرد. پس از یک سال و نیم آموزش ویولن ( پس از گذراندن دوره دبیرستان در مدرسه آمریکایی و مدرسه دارالفنون) در سال 1302 در سن 17 سالگی که به مدرسه عالی موسیقی تأسیس گردید به آنجا رفت و نزد علینقی وزیری به رسایی و گسترش دانسته های خود پرداخت. خالقی نزد وزیری از روی اسلوب درست به فراگیری ویولن ( نه آنچه بیشتر نزد کمانچه کشها آموخته بود) پرداخت. و آنچنان شیفته موسیقی و استاد خود وزیری گردید که بدون اجازه پدر بجای رفتن به مدرسه آمریکایی و درس، به مدرسه موسیقی رفت. بعدها تلاش بسیاری در جهت منحرف ساختن او صورت گرفت ولی او در تصمیمش همچنان استوار بود.
خالقی در مدرسه موسیقی به جدیت آغاز بکار کرد و همه وقت خود را صرف فراگیری موسیقی نمود. از روی کتابهای هارمونی ربر و دوبوا به فراگیری هارمونی پرداخت. و دروس هماهنگی را از طریق مکاتبه از مدرسه ای در پاریس درخواست نمود و به آموختن جدی علم چند آوایی و پلی فونی پرداخت. هنگامی که دوره دوساله اش را بپایان رساند از سوی مدرسه نوشتند که اپر به پاریس برود و آزمون بدهد، به دریافت گواهینامه نایل می شود ولی وسیله این سفر میسر نگشت و بهمان روش مکاتبه ای، رشته سازشناسی، و ارکسترشناسی را آغاز نمود و بعدها جزوه تئوری موسیقی و هماهنگی را نوشت و به عنوان استاد ایرانی و تئوری موسیقی و هماهنگی برگزیده شد.
در سال 1310 از دبیرستان دارالفنون به دریافت دیپلم ادبی نایل آمد. سپس به ادامه تحصیل پرداخت و وارد دارالمعلمین عالی گردید. دوره سه ساله آنجا را گذراند و در خرداد 1313 که نامش به دانشسرای عالی تبدیل گردید، در رشته فلسفه و ادبیات لیسانس گرفت. در همه این مدت نه تنها موسیقی را کنار نگذاشت بلکه هنگام فراغت خود، با این هنر مشغول بود.
در سال 1314 وارد خدمت دولت در وزارت فرهنگ شد و تا سال 1320 که به معاونت اداره موسیقی کشور منصوب شد، معاونت دفتر وزارت فرهنگ را بعهده داشت و تا سال 1335 در این سمت باقی بود. در سال 1325 انجمن موسیقی ملی به همت او تأسیس گردید.
اندیشه های خالقی به استادش وزیری نزدیک بود و روشش پیروی از روش او بود. از این رو در سال 1323 بخاطر سر و سامان بخشیدن موسیقی ملی کشور که مدت شش سال دستخوش بی بند و باری و ابتذال شده بود، با همکاری دوستان مقدم به تأسیس انجمن موسیقی ملی همت گمارد و در مدت کوتاهی با تلاش فراوان توانست تشکیلات منظمی برای آن فراهم نماید و گزارشی جهت آثار استادان پیشین ترتیب داد و توانست قطعات و کنسرتهای جدیدی آماده کند و سرانجام موفقیتی برای انجمن کسب نماید.
وزیر فرهنگ سرانجام خالقی را معلق ساخت و دوباره هنرستان عالی موسیقی که اساساً به ترویج موسیقی ملی می پرداخت بدست کسانی سپرده شد که هرگز آشنایی به موسیقی نداشتند. ولی خالقی از پای ننشست، سال 1328 به تأسیس هنرستان موسیقی ملی توفیق حاصل نمود و تحت سرپرستی خود به آموزش موسیقی ملی با روش علمی و درست پرداخت و تا سال 1338 که بازنشسته شد در این سمت باقی ماند. در 21 آبانماه 1344 که به دیدن دخترش گلنوش به اتریش رفته بود در اثر عمل جراحی سرطان معده در یکی از بیمارستان های سالزبورگ در اتریش در سن 59 سالگی درگذشت. چندی بعد وی را در مقبره ظهیرالدوله (طهران) به خاک سپردند.
تالیفات خالقی
1-کتاب نظری به موسیقی در دو جلد: جلد اول در تیرماه 1316 درباره تئوری موسیقی عمومی و جلد دوم در فروردین 1317 مربوط به خصوصیات و تئوری موسیقی ایرانی است.
2- سرگذشت موسیقی ایران در دو جلد: جلد اول آن (اسفند ماه 1333) از آغاز دوره مشروطیت یعنی سال 1285 آغاز و در آبان 1304 که زمان انقراض قاجاریه است پایان می یابد و جلد دوم (تیرماه 1335) ادامه آن پس از انقراض سلسله قاجار می باشد.
3- هماهنگی موسیقی یک جلد.
4- آهنگهای محلی ساحل دریای مازندران، یک جلد.
مجله چنگی یکی از نشریات خوب هنری بود که به کوشش خالقی سال 1325 چهار شماره از آن منتشر شد. همچنین عضو هیئت مدیره انجمن و مدیریت مجله پیام نوین بود و تا پایان عمر در این سمت باقی ماند.
آثار خالقی
بسیاری از آثار این هنرمند از غرور ملی برخوردار است، مانند «سرود ای ایران» که در سال 1323 یعنی زمانی که ارتش خارجی در ایران بود ساخته شده است. شعر این سرود را حسین گل گلاب سروده است و «سرود نفت» که به مناسبت برگشت دکتر مصدق از آمریکا به نگارش درآمد. برخی دیگر از آثار خالقی بر پایه آهنگهای محلی استوار می باشد که از همه مهمتر دو ترانه بختیاری است که نام یکی از آنها «شلیل» و نام ترانه دیگر مجهول است و بیشتر با این شعر خوانده می شود: دست به دستمال نزدن جونم.» این قطعه در منتهای مهارت به ارکستر نهاده شده و دارای «هارمونی» لطیف و مطبوی است. خالقی در همان روزهای تأسیس انجمن موسیقی ملی ایران برای نخستین بار در ایران، گردآوری نوارهای محلی را به همکاران خود پیشنهاد کرد. سه آهنگ بختیاری و رساقی و قوچانی، نوای عروسی، رقص چوپی از نواهای محلی است که خالقی برای ارکستر تنظیم کرده است.
او اتودهای برای ویولن، تار و عود نوشته است.
«نغمه های ماهور» که بر اساس این غزل حافظ «دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را...» و «می ناب» که نمایش این غزل حافظ است: دیشب بسیل اشک ره خواب می زدم....دو اثر دیگر او می باشد.
«آه سحر» روی این غزل فروغی بسطامی تصنیف گردیده است: «یکی شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت...»، «حالا چرا» از قطعات زیبای اوست که روی چهار غزل شهریار ساخته شده است: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
«آهنگ آذربایجان» یکی دیگر از آثار او می باشد که اشعار آن را رهی معیری سروده است و اشعار قطعه «شب هجران» را دکتر رعدی سروده است که از قطعات زیبای او بشمار می رود.
رنگارنگ یکی دیگر از قطعات اوست. خودش درباره ساختن آن گفته است:« منظور من این بود که روی هر یک از دستگاه های ایرانی یک چنین قطعه ای بسازم، در واقع مبنای کار باشد برای دیگران، این فکر بدیع اگر جامعه عمل بخود بگیرد اساسی برای کمپوزیتورهای آینده به جای می ماند»، از تصانیف او می توان «یار رمیده»، «وعده وصال»، «پیمان شکن»، «نغمه نوروزی»، «بهار عشق»، «مستی عاشقان»، «شب جوانی»، «شب من»، «امید زندگانی»، (سه قطعه بازپسین جهت موسیقی فیلم طولانی زندگی تهیه شده است) را نام برد.
در کل آثار او می توان به سه قسمت تقسیم نمود:1-سرودها، 2- ترانه ها، 3- آهنگهای بی کلام.
خالقی در سال 1334 به اتحاد جماهیر شوری سفر کرد و پس از بازگشت از این سفر با انجمن ایران و شوروی به همکاری پرداخت و در سال 1334 مجدداً به این کشور سفر نمود. سال 1335 به رمانی و فرانسه و هندوستان سفر کرد و بعد از مراجعه از این سفر ملاقاتی با ارزشی در مورد موسیقی و رقص هند ارائه داد.
آقای ملاح اظهار داشته اند:« آقای خالقی در اجرای منظور و دستور استاد گرانمایه خویش آقای وزیری، دنباله مطالعات و آزمایشهای خود را در موسیقی چند صدایی و وضع هارمونی متناسبی در موسیقی ایرانی به اندازه ای پیگیری کرد و توفیق یافت که در فن موسیقی کنسرتها و رهبری ارکستر، فرد برجسته و ممتازی بشمار آمد، چنانکه در مورد وضع هارمونی در موسیقی ایرانی نوشته است:« چون اختلاف پرده و اختلاف مشی موسیقی ایرانی و اروپایی اجازه نمی دهد که قواعد هارمونی غربی را در موسیقی شرقی عیناً اجرا شود و لازم بود که اساتید متبحر و پرمایه ایران راجع به هارمونی ربع پرده نتیجه مطالعات دقیق خود را به معرض آزمایش درآوردند، نخستین بار آقای وزیری که در موسیقی ایرانی و فرنگی تحصیلات و تحقیقات عمیقی داشتند، موسیقی چند صدایی را توسط شاگردان مدرسه خویش از جمله آقای خالقی آزمایش کردند و امتحاناتی بر روی قطعات مختلفی که ساخته بودند بعمل آوردند و سپس از میان شاگردان با استعداد و خوش قریحه استاد، آقای خالقی پس از مطالعه یک دوره هارمونی غربی و ابراز ابتکار در توافق اصوات و آزمایشهای در هارمونی ربع پرده و فرازهای انضباط مخصوصی در ارکسترهای مدرسه عالی موسیقی و انجمن موسیقی ملی به موقع اجرا گذاشت تا دیگران هم به دنبال آقای وزیری، و خالقی از این طریق برای ایجاد یک بنای مشید در وضع هارمونی ربع پرده، موسیقی وسیع ایرانی را از تنگنای یک صدایی نجات دهند.
استاد وزیری و هنرمند عالیقدر آقای خالقی در این طریق پیشقدم بودند و تحقیقات و مطالعات و ابتکارات و آزمایشهای ایشان در نظر ارباب هنر موسیقی پسندان عصر قابل تقدیر است.»