مشیر همایون (حبیب الله شهریار):

نوازنده پیانو، پسرنصرالله خان سپهسالاری بود که در عصر ناصر الدین شاه سمت ریاست خزانه نظام و پیشکاری حاجی میرزای حسین خان سپهسالار را عهده دار بود.

حبیب الله در سال1265 در یک خانواده هنرپرور به دنیا آمد از کودکی باد نوای ساز استادان بزرگی چون آقا حسینقلی ، میرزا عبدالله، محمد صادق سرورالملک و نایب اسد الله آشنا بود.

پیانو را نزد سرهنگ آقا بزرگ خان که در رشته موسیقی نظام (موزیک قزاقخانه) خدمت می کرد، فرا گرفت سپس به مکتب محمد صادق خان استاد سنتور راه یافت و نواختن آوازها را آموخت. پس از فراگیری ردیف ها در کنسرتهای انجمن اخوت شرکت می کرد و آهنگهای ایرانی را با مهارت ویژه ای روی پیانو اجرا می کرد. البته پیانو را ذوقی فراگرفت نه با روش و اصول صحیح، و آشنایی کامل به نت نویسی نداشت. ردیف موسیقی را به وسیله سنتور آموخته بود عیناً روی پیانو می نواخت به این دلیل نوازندگی اش با پیانو بسیار شبیه به سبک سنتور بود.

او با بسیاری از بزرگان موسیقی مانند حسین هنگ آفرین، درویش خان و سید حسین طاهر زاده خواننده مشهور و باقر خان کمانچه کش و اسد الله خان نوازنده تار و سنتور دوستی داشت.

در سال1289 با دعوتی که شرکت « هیز مسترویس » از روی به عمل آورد برای پر کردن صفحه رهسپار لندن گردید که اکنون متأسفانه هیچیک از آنها در دست نیست. او دربارۀ این سفرش چنین می نویسد:«در قرارداد به من اختیار دادند که تا 10نفر از موسیقیدانهای آن زمان را با خودم به لندن ببرم.بعد از انجام تعهدات، آنها را روانه تهران کردم. خودم چند ماهی در پاریس ماندم.»

درسال1312، از سوی شرکت «کلمبیا» گروهی برای پر کردن صفحه به تهران آمدند. در صفحاتی که مشیرهمایون آواز قلی میرزا ظلی (دایی اش ) را با پیانو همراهی کرده است، کاملاً چیره دستی او در پیانو نشان داده شده است.مقدمۀ همه این آهنگها را خود مشیر همایون ساخته است که درآن نوآوری بکار گرفته است. صفحاتی که از او به جای مانده است عبارتند از: آوازی در اصفهان، دیدن روی تو دادن جان مطلب ماست. آواز افشاری، لاابالی چه کند دفتر دانایی را. آوازی در بیات ترک، سر تسلیم نهادیم به حکم ورایت. آوازی در چهارگاه، عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت. آواز در همایون، منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن.

مشیر همایون نه تنها ساز می نواخت بلکه از ذوق ادبی نیز برخوداربود و شعر می سرود، چنانکه بیش از پنجاه آهنگی که ساخته بیشتر اشعارشان را خودش سروده است.او سرگذشت زندگی خود را به شعر سروده است که دیدگاه های تاریخ ایران طی 70 سال بسیار جالب است:

دو سطر از سرگذشت من فراگیر

          وزان پس پندهای پر بهاگیر

زهجرت در هزارو سیصدو چهار

          شدم وارد در این دشت محن زار

چه فارغ گشتم از تحصیل دانش

          شدم با بخت خویش اندر کشاکش

سپس دعوت شدم از انگلستان

          که سازم صفحه ای از الحان ایران

نمایشنامۀ (اپرت)هایی که می نوشت، شهر و آهنگ هر دو را خود تهیه می کرد. نمایشنامۀ های او عبارتند از: 1-پانتومیم باغ شاه، اولین قطعه اوست که درباره استبداد محمد علی شاه است که درانجمن اخوت اجرا گردید.2- نمایشنامۀ بیچاره ارومی،این نمایشنامۀ در سال1266  به مناسبت کشتار و به آتیش کشیدن شهر ارومیه بدست سربازان روسیه به تحریک نصارای نوشته شده است. این اثر را که با کنسرت همراه بود در رویش خان و رکن الدین مختاری به سود امور خیریه اجرا کردند. 3- نمایشنامۀ دمپخت فری، موضوع آن درباره کم بارانی هایی بود که موجب خشکسالی شدیدی گردید. سال 1296 که برای کمک به بینوایان بجای نان دمپخت می خوراندند.  این نمایشنامۀ در هتل گراند(با کنسرت) اجرا گردید. اپرت یوسف و زلیخا، خسرو و پروانه این اثر از مادام کاملیا اقتباس گردیده بود و او در مدت اقامتش در فرانسه تحت تأثیر آن قرار گرفته بود. نت های آن توسط ابراهیم منصوری نوشته شده بود. اپرای داستان رستم و سهراب (اپرای تراژیک با اشعار فردوسی ) ملودی های آن اکنون در دست است ولی هنوز اجرا نشده است. اپرت شتر گاو پلنگ (در آن زمان اشغال ایران سال 1324 تألیف گردید)،اپرت قمارخانه،شاعره سیاسی، خلاصه تاریخ سیاسی و اجتماعی150 ساله ایران بود.

مشیر همایون پس از تحصیلاتش در مدرسه آلیانس همواره بکارهای دولتی اشتغال داشت؛ مدتی دزر وزارت دادگستری کار می کرد و سمت قاضی شعبه اول دادگاه را بعهده داشت سپس به معاونت وزارت دادگستری منصوب گردید ، سپس به مشاغل زیر گمارده شد: دادستان اصفهان، رئیس تأسیسات شهربانی تهران، معاون شهربانی تهران، رئیس شهربانی اصفهان، شیراز و رئیس شهربانی کل استانهای  جنوب، شهردار مشهد، اصفهان، شیراز ،فرماندار شیروان و تربت جام و تربت حیدریه، مأموریت در اداره کل آمار و ثبت احوال، رئیس اداره ذوب آهن و فرماندار بابل و بابلسر.

او در سال 1320 بازنشسته گردید و در رادیو بکارهای هنری پرداخت، 10 سال مستقلاً مسئول تمام موسیقی ایرانی بود، دو سال مشاور هنری، ده سال اول فقط نواختن پیانو را بر عهده داشت، بعداً مسولیت شورای موسیقی رادیو را به عهده گرفت و ارکستر ویژه ای را دایر نمود که به ارکستر فارابی تبدیل گردید و آهنگهای جهت اجرای این ارکستر می ساخت. ولی تا آخر عمر از مشاوران پرکار رادیو ایران بود. نامبرده در یازدهم بهمن سال 1348 در سن 85 سالگی درگذشت.