ریتم
ریتم :
ضرب ریتم در موسیقی عبارت از توالی ضربات آهنگ است و اساساً برای موزون کردن نوای موسیقی بکار می رود. و اهمیت ضرب (ریتم ) در موسیقی به اندازه اهمیت وزن در یک قطعه شعر می باشد.
در آهنگها گاهی ممکن است صداهای عادی مانند حرکت اسب و صدای نعل ها، صدای تیک تاک ساعت، صدای حرکت چرخ و مانند آن مبنا و اساس ریتم قرار بگیرد و در ترانه ها و آوازهای محلی معمولاً وزن اشعار ریتم قطعه موسیقی را تعیین می کنند. از قرن هفدهم به بعد که خطوط میزان موسیقی در نت نویسی معمول شد، ضرب آهنگ را در هر میزان به صورت منظمی درآمد و از آنجا واحد ضرب تاکت تعیین شد که آن را با اعداد دو چهارم و سه چهارم و غیره تعیین نمودند.
طرز بیان
طرز بیان :
علاماتی هستند که برای با روح کردن و جاندار کردن و در عین حال رنگین نمودن قطعه موسیقی بکار می روند. مجموعه این علامتها را طرز بیان یا اکسپرسیون می نامند و مهم ترین آنها عبارت اند از :
الف – فرازه با عبارت بندی که به معنی وارسی صحیح و دقیق نقطه گذاری در موسیقی می باشد چون هر نوع موسیقی تقسیم می شود به تعدادی قطعه، عبارت، و یا قطعات کوچکتر که هر یک از این قسمت ها شامل یک یا چند نقش (ملودیک) می باشد که آن را موسیقی ملودیک می نامند. و طرز تلفظ.
ب- آکِنتنشن
فاصله مطبوع و نامطبوع
فاصله مطبوع و نامطبوع :
فاصله مطبوع کامل، فاصله بین پنجم و هشتم درست است. فاصله مطبوع ناقص، بین سوم بزرگ و کوچک، ششم بزرگ و کوچک فاصله چهارم درست را فاصله مطبوع مشترک می نامند.
فاصله نامطبوع جاذب فاصله چهارم افزوده و پنجم کاسته است.
مابقی فواصل همگی نامطبوع هستند.
فاکتوریل در ملودی
فاکتوریل در ملودی :
یکی از روش های ساده و متداول برای انتخاب بهترین و زیباترین ملودی استفاده از جایگزینی یا فاکتوریل می باشد که در آن تعداد نتهای بکار رفته در ساختمان قسمتی از ملودی یک آهنگ را می توان با جابجاکردن آنها بنا به تعدادشان به اشکال متنوع و فراوانی ملودیهای که گاهاً بسیار زیبا خواهند بود بدست آورد.
فرم در موسیقی
فرم در موسیقی :
یک فرم هنری در واقع قالب و شکل ظاهری آن است. منظور از فرم بررسی کیفیات ظاهری تشکیل قطعات موسیقی است. به طور مثال یک سویت در عین تشکیل از توالی تعدادی قطعه ، که هر قطعه هم دارای فرم خاص خود است و فرم مخصوص هر قطعه در مجموعه کلی تشکیل سویت خواهد داد. فرم موسیقی در واقع، صورت بندی بنای قطعات موسیقی و در بر گیرنده ملودیهای آوازی، قالب های میزان و ریتم، هارمونی و دیگر عوامل سازنده الگوی ساختمانی یک اثر و قطعه موسیقی می باشد. عوامل تکرار و قرینه سازی، تنوع و وحدت یا (ایجاد تناسب و همگونی حتی بین عناصر متضاد ) را می توان از عناصر تشکیل فرم موسیقی دانست. از آنجا که درون مایه نیز در موسیقی نقش اساسی دارد تعداد تصنیف ها و فرم ها در موسیقی معدود و مشخص بوده و به فرم های ساده و مرکب هستند.
فرم های پولینونی
فرم های پولینونی :
در آهنگسازی نوشتن منطقی و علمی می تواند به دو شکل هموفون و یا پولیفون باشد. وقتی همفون با آکوردی در همراهی یک ملودی استفاده شود. در این مورد ملودی سازنده صدای اصلی است و سایر صداها تابع ملودی هستند.
اما در قطعه پولیفونی نمی توان اختلاف مابین صدای اصلی و فرعی را از هم متمایز کرد. در این فرم هر یک از صداها در سازندگی ملودی سهم و مستقل می باشند. از پولیفونی نباید یک آکورد عمومی استنباط شود بلکه به صورت مستقیم و افقی شنیده می شود.
فوگ مهم ترین فرم در سیستم پولیفونی است. فوگ بر خلاف سونات فقط متشکل از یک تم است. این تم فوگ را دوگس (رهبر) می نامند. جواب تم در درجه پنجم داده می شود و کومس (همسفر) نام دارد. فوگ شامل چند فرم دیگر نیز می باشد.
قطعات آهنگ
قطعات آهنگ :
از ترکیب و اتصال موتیف یکسان یا متفاوت یک برش ساخته می شود.
از توالی دو یا سه برش نیم جمله به دست می آید و از وصل و توالی دو یا سه نیم جمله یک جمله کامل در قطعه آهنگ به وجود می آید.
کانون
کانون :
منطقی ترین و اصلی ترین فرم پولیفونی، فرم کانون است و تکنیک به وجود آمدن آن چنین است که کلیه اصوات یکی پس از دیگری در ملودی یکسانی ظاهر می شوند و کانون های آواز در یک صدا و یا در اکتاو مشهورترین فرم کانون می باشند.
گام های مورد استفاده در موسیقی کلاسیک
گام های مورد استفاده در موسیقی کلاسیک :
1-گام بزرگ (ایونین)
2- گام کوچک هارمونیک
3- گام بزرگ هارمونیک
4- گام کوچک ملودیک
5- گام دوریَن
6- گام فریزین
7- گام لیدین
8- گام لوکرین
9- گام انولین
10- گام میکسولیدین
11 – گام سوپر لوکرین
12- ناپولیتن کوچک
13- ناپولیتن کوچک
14- گام بزرگ لوکرین
15- گام کوچک کولی
16- گام اورتون
17- گام بزرگ مجار
18- گام کوچک اسپانیایی
19- گام لیدین کوچک
20 گام هماهنگ مضاعف
مبانی عنصری موسیقی کلاسیک
مبانی عنصری موسیقی کلاسیک :
موسیقی کلاسیک از دو لایه اصلی ملودی و هارمونی تشکیل گردیده است و ملودی عبارت از توالی و تسلسل صداهای موسیقی و یا نغماتی، با استفاده از فواصل متصل و غیره (منفصل) بالارونده و پایین رونده که رشته واحدی از نغمه ها به ترتیبی ویژه و اثر گذار را تشکیل داده باشند. در این هنگام یک ملودی حاصل می شود. مانند آواز یک خواننده و یا آهنگی که به وسیله یک ساز نواخته می شود. نغمه های افقی که به مانند حرکت امواج مرتباً دگرگون شده و بالا و پایین می روند و در طول زمان حرکت می کنند را ملودی و بخش دیگری از نغمه های عمودی متوافق که به طور همزمان پیش رفته را هارمونی می نامند. در این تعریف یک آهنگساز در واقع همواره مشغول خلق ملودی های جدید است و ملودی های مختلف ممکن است به شکل قطع های مختلفی مانند جمله دوره ای ، جمله عبارتی ، نیم جمله برش و موتیف باشد.
مدالیته
مدالیته :
در مدالیته نحوه قرار گرفتن فاصله های مختلف این نغمه ها را با یکدیگر و با تونیک گویند. در این میان گام رشته یا رشته هایی از نغمه های پی در پی نردبانی شکلی می باشد که در داخل یک اکتاو و با فواصل متصل در کنار یکدیگر قرار داده شده اند و گامها به طور کلی به دو گام کرماتیک و گام دیاتونیک تقسیم شده اند.
ملودی
ملودی :
مایه اصلی موسیقی می باشد. ملودی از لفظ یونانی مِلُس به معنای پیوستگی مشتق شده و در تعریف عبارت است از اصوات موزون و متوالی که شنیده می شوند. نوای موسیقی از احساسات و انفعالات درونی انسان ناشی شده و معرف غم و اندوه، شادی و هیجان و آرامش روحجی انسان می باشد. به همین جهت ممکن است به سهولت نوای محزون و غم آلود را از یک ملودی شاد و نشاط آور تشخیص داد که چرا با شنیدن یک ملودی همان احساساتی که در سازنده آهنگ وجود دارد می تواند به شنونده هم منتقل شود.
یک ملودی همین طور ممکن است با ساز یا آواز همراه باشد (اجرا شود ) در این صورت آن را یک صدایی (هموفون ) می نامند. و آهنگ چند صدایی را (پلی فون ) که با چند ساز و یا با آواز اجرا شود.
موومان یا حرکت
موومان یا حرکت :
موومان عبارت است از درجه تندی و کندی یک قطعه موسیقی و چون ارزش نت ها و سکوت ها نسبی است، به همین منظور برای تعیین ارزش حقیقی آنها از علامات موومان استفاده می کنند که به وسیله حروف ایتالیایی و در ابتدای قسمت بالای خطوط حامل (بالا بعد از کلید ) نوشته می شود.
هارمونی
هارمونی :
در هارمونی و هماهنگی دستورها و قواعد مدونی وجود دارد که بین اصوات مختلف در یک قطعه چند صدایی توافق و هم آهنگی برقرار می کند.
در موسیقی علمی یک آهنگ باید با چند صوت متنوع توسط یک یا چند ساز نواخته شود. ملودی اصلی را معمولاً دسته معینی از سازها اجرا می کنند و سازهای دیگر با نواهای مختلف و هم آهنگ نوای اصلی را همراهی می کنند.
در یک ارکستر بزرگ کلاسیک که بیشتر از صد ساز وجود دارد اغلب بیشتر از ده نوای گوناگون در اجرای آهنگ شنیده می شود. اما ترکیب صداها به طریقی است که شنونده با آنکه صداهای مختلف را می شنود از هم آهنگی اصوات خشنود می شود. (علاوه بر هارمونی فن دیگری به نام کنترپوان که اصول آن تا حدی شبیه هارمونی است برای توافق و هماهنگی چند ملودی و در حال حرکت و اجرا بکار می رود ) در ضمنی که اصول و قواعد هارمونی موسیقی بسیار مفصل بوده و به شکلی کلی تخصصی می باشد.
آرک لوت
آرک لوت یا آرچ لوت:
لفظ کامل شده شاهرود در انگلیسی که آرشیلوت یا بربط بزرگ به عنوان کلمه عام خانواده عود نیز بکار رفته است.
آیینه پیل
آیینه پیل:
نوعی ساز یک طرفه یا دو طرفه کوبه ای از جنس فلز یا گل پخته شده است که با پوست گاو می ساختند و بر روی پیل (فیل) قرار می گرفته و به شکل طبل یا دهل نیز بوده است. از این ساز در ندا دادن سربازان و ایجاد رعب و وحشت دشمن استفاده می کردند.
نوع اصلی آن ساختمانی متشکل از یک صفحه فلزی که با شکل های دایره، مربع، بیضی و مستطیل و مقید به چهارچوب ساخته می شده و آن مجموعه را بر کوهه فیل بسته و با کوبه ای می نواختند.
بالابان

بالابان:
این ساز از یک لوله استوانه ای چوبی و یک قسمت سر مرکب از قمیشی دوزله ای تشکیل شده است. در روی لوله هفت سوراخ در جلو و یک سوراخ در عقب تعبیه شده است.
میدان صدای ساز به اضافه تعداد کمی از فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی محلی حدود در اکتاو است.
طول ساز بدون زبانه 32 و در مجموع 40 سانتیمتر است.
بالابان سازی محلی و متعلق به نواحی شمال غربی ایران است( بالابان به نظر می رسد که کلمه ای به زبان آذری باشد). پارسی آن را نرمه ای گفته اند.
بربط

بربط:
«بط» به معنای مرغابی و «بر» سینه مرغابی و از قدیمی ترین سازها است که در تمام قاره ها موجود است و نوازنده آن را مانند عود در بغل گرفته و با زخمه یا با شکافه آن را می نوازند. پارسیان آن را رود و اعراب عود نامیده اند. برخی معتقدند که بربط از حیره در مغرب فرات نزدیک مدائن و مرکز تربیت شاهزادگان ساسانی و یا شهری در آن بلاد به نام باب آمده است و به مکانهای دیگر رفته و نام های عود، مِزهر، موتر و کران را بر خود گرفته است. بربط را سازی ایرانی الاصل می دانند و نواختن آن را از قدیم در ایران رایج دانسته اند ظاهر آن گلابی شکل بوده که بربط ایرانیان در سده شانزدهم میلادی تبدیل به بربط بزرگی شده با دسته ای توخالی و پهن با هفت الی نه سیم که سیم های آن را هنگام نواختن می کشیدند و رها می کردند در نتیجه صدا حاصل می شد و بعضی آن را را با مضراب می نواختند. وقتی که بربط ایرانی به عربستان رفت عربها آن را تقلید کرده و تمام ساز را از چوب ساختند و نام عود بر آن گذاردند به هر حال شواهد گواه آن است که باربد سازنده بربط بوده است و خاصه اجزای آن با واژه های آبزین =کلیدها، گوشیها ابریشم= تار و همین طور خرک، بم و غیره در روایات و تاریخ آمده است.
بُرغو، بُرغوا، بُرقو
بُرغو، بُرغوا، بُرقو:
از آلات بادی قدیمی به شکل شاخ میان تهی است که در آن دمیده می شود، نوعی از آن از جنس برنج با طول سه برابر سرنا ساخته و از آن سه نغمه ا، یا، بح معادل دو، می ، دو استخراج می شده در واقع سازی مانند کرنا است. نوعی از آن قلمی از جنس فولاد مخصوص است با شیارهای دیواره وظیفه تراش دادن را در ساختمان ساز به عهده دارد.
زبانـت درکـش ای حــافظ زمــانـی