علینقی وزیری

موسیقیدان، آهنگساز، نوازنده تار و آغازگر موسیقی علمی ایران، از جمله هنرمندان و نوابغی است که تأثیر عظیم اش بر موسیقی ایران به راحتی قابل ارزیابی نیست و شایسته است درباره اش کتاب جداگانه ای نوشته شود، زیرا نوشتن چند صفحه نمی تواند حق وطلب را درباره این هنرمند بزرگ ادا کند.

وزیری نقطۀ عطفی در موسیقی ما بشمار می رود چنانکه قبل از او فاقد موسیقی علمی بویم. او استاد و هنرمند بسیار بزرگی است که آثار فراوانی در موسیقی دارد و بزرگترین سرمایه را برای موسیقی ما برجای نهاده است، چنانکه ارزیابی کارهایش  به رساله ای کامل و مستقل نیاز دارد. او با قریحه تابناک و فعالیت چشمگیر چرخش عظیمی در موسیقی ما ایجاد نمود و حق بزرگی برگردن موسیقی معاصر ما دارد، به حق او را پدر موسیقی لقب دادند.

وزیری از نادر کسانی بود که صلاحیت نوآوری در موسیقی اصیل ایرانی داشت چون علاوه بر خلاقیت و ذهن باروری از سه ویژگی مهم برخوردار بود. 1-تسلط کامل به موسیقی اصیل ایرانی 2- آشنایی کامل به موسیقی کلاسیک غربی و کلیه تئوریها و هارمونی های آن 3-تسلط کامل به ادبیات پارسی و بکارگیری واژه های زیبای پارسی در موسیقی ایرانی.

علینقی وزیری در نهم مهرماه 1266 در طهران بدنیا آمد. او فرزند موسی خان میرپنج افسر نظام بود، پانزده ساله بود که نزد دایی خود دکتر حسینقلی قزل ایاغ به فراگیری تار و زبان فرانسه پرداخت. به سرعت به ساز علاقه مند شد و همه وقت خود را به موسیقی گذراند. مدتی نزد درویش خان به آموزش تار پرداخت. سپس نواختن ویولن را آغاز نمود و از شاگردان ممتاز حسینقلی و درویش خان گردید.

وزیری اولین دروس نت خوانی را نزد یاور خان صاحب منصب موزیک فرا گرفت. سپس نزد کشیشی بنام بژروفروا که کاملاً به موسیقی اروپایی وارد بود به فراگیری علم موسیقی پرداخت. کشیش پیانو می نواخت و وزیری ماندولین و حجازی دوستش ویولن. وزیری نزد این کشیش بخش موسیقی نظری و مقدمات هماهنگی (هارمونی) را تحصیل کرد و به پیشنهاد وی به مطالعه و فراگیری کتاب کمپاندیوم (دائرة المعارف موسیقی) پرداخت. متأسفانه پس از مدتی کشیش از ایران رفت.

وزیری سپس به انجمن اخوت پیوست و با درویش خان آشنا شد. از کارهای مهم او نوشتن ردیف هفت دستگاه استاد معاصر خود آقا حسینقلی و برادر بزرگش میرزا عبدالله بود که یکسال و نیم طول کشید. در آن موقع نوازندگان معروف عصر فکر نمی کردند بتوان ردیف آوازها را با خط موسیقی ثبت کرد ولی وزیری این اشکال را با کارش یک دوره ردیف آنها را بر طرف کرد. در این هنگام او نزدیک به بیست سال داشت. وزیری پس از پایان جنگ از راه روسیه و ترکیه به اروپا (فرانسه) رفت. در پاریس رهسپار مدرسه عالی موسیقی گردید. در رشته موسیقی (پیانو، هارمونی و آواز) به ادامه تحصیل پرداخت و پس از پنج سال که سه سال آن در فرانسه و دو سال دیگر را در آلمان به تکمیل هنر (کنترپوان و آهنگسازی) پرداخت و به دریافت دیپلم نایل آمد و به ایران بازگشت و خدمات ارزنده خود را آغاز نمود.

وزیری پس از بازگشت از اروپا مدرسه موسیقی دائر نمود و در نخستین روزهای آغازین زمستان 1302 آگهی خبر گشایش مدرسه عالی موسیقی را در روزنامه چاپ کرد. و با دانش خود تصمیم به ایجاد و گسترش موسیقی جدیدی برای ایران گرفت. و با درک نیازهای زمانه، به فراخور ذهن و اندیشه و خلاقیت خویش به تحول در موسیقی ایرانی پرداخت. چون به چگونگی موسیقی ملی کاملاً آشنا بود تصمیم گرفت آن را به شکلی تکامل بخشد که از یکنواختی خارج گردد و در این حال، ویژگی های خود را نیز حفظ نماید. در این زمینه با بهره گیری از سنت و پشتوانه خلاقیت به نوآوری و اقدامات جدیدی دست یافت و موسیقی ایرانی را تحول بخشید.

پیش از وزیری، معمولاً ارکستر به این صورت بود که با پیش درآمد آغاز و با رنگ پایان می یافت و آواز به شیوه دستگاه خوانی که با ساز مرتباً پرسش و پاسخ می شد نقش مهمی ایفا می نمود. در تصنیف هم هر جمله ای که از خواننده شنیده می شد دوباره آن را ارکستر به عنوان پاسخ تکرار می کرد و موسیقی ما بدون هماهنگی (هارمونی) یا سبکی یکنواخت و ساده اجرا می گردید، چنانکه شنونده می دانست پس از هر جمله چه خواهد آمد، وزیری سبک پیشین را دگرگون کرد. با این که در آهنگهایش حالات موسیقی ایرانی را که تا آن زمان بود حفظ می نمود، ابتکارات و ابداعات جدیدی ارائه می کرد که تا آن زمان در موسیقی ما بی سابقه بود و دگرگونی عظیم و مثبتی در موسیقی ایرانی محسوب می شد. او اولین پایه گذار موسیقی جدید ایران پس از انقلاب مشروطیت بوده است.

یکی از اقدامات وزیری پیشنهاد او به وزارت معارف درجهت استفاده موسیقی در مدارس بود.او درخواست کرد مانند کشورهای دیگر موسیقی وبویژه خواندن سرودهای وطنی جزء برنامه مدارس شود پس ازتلاش بسیاردرسال 1312 این اقدام را شورای عالی فرهنگ تصویب کرد و اولین کتاب وزیری در این فن بنام «سرودهای مدرسه»چاپ گردید وتدریس آن برای کلاس چهارم و پنجم و ششم تصویب شد. شاگردان هنگام خواندن سرودها به نت خوانی وسرایش آشنا می شدند.این کار در آغاز درست بود ولی بعد ها متأسفانه جنبه تشریفاتی داشت.                 هدف وزیری که آموزش جنبۀ فنی درست موسیقی درمدارس بو دبه حقیقت نپوست و بطور کلی آموزش موسیقی فراموش و آموختن سرودها بطور شفاهی جایگزین آن گردید.دست اندرکاران پس ازوزیری نیز هیچ توجهی به فرا گرفتن اساس موسیقی نداشتند و به خواندن سرود اکتفا میکردند. بهترین سرودهایی که وزیری ساخته است عبارتند از: مارش ایران، سرود مدارس، مارش حرکت، سرود مهر ایران و مارش ورزشکاران که اشعار آنها را گل گلاب سروده اند.                  وزیری افزون بر سرودهای نامبرده، سرودهایی برای کودکان ساخت مانند: «آفتاب»، «گنجشک»، «مادر»، «کودکی یتیم»، «ماه» و غیره که اشعار آنها را گل گلاب سروده بود.

وزیری کارهای مثبتی به سود خانمها انجام داد، چنانکه در مدرسه خود دو کلاس برای دختران باز کرد، یکی کلاس موسیقی که تنها خودش معلم بود و یک کلاس نقاشی که زیر آموزش برادرش حسنعلی اداره می شد. در این دو رشته دختران پیشرفتهایی کردند و حتی وزیری یک کنسرت هم با چند نفر از آنها اجرا نمود.

او هفته ای یک روز عصر را به کنسرت خانها اختصاص می داد و هیئت ارکستر برای آنها آهنگ می نواخت. این اولین اجتماعی بود که برای زنها تشکیل می شد تا در آن بتواند از نغمه های موسیقی استفاده کنند. حتی در سالن مدرسه، سینمایی برای خانها دایر نمود و گاهی برای آنها نمایش و اپرت اجرا می گردید.

وزیری در تابستان سال 1307 به ریاست مدرسه موسیقی دولتی منصوب گردید و چون برنامه آنها ویژه موزیک نظام بود، وزیری جنبه عمومی تری به آن داد و برنامه جدیدی بشکل مدرسه متوسطه برای آن تصویب کرد که دوره اش پنج ساله بود. وزیری در این مدرسه به ادامه آموزش های فنی پرداخت و جزوه هایی در رشته های گوناگون موسیقی، از جمله تئوری و تاریخ موسیقی و ساز شناسی و ارکستر شناسی و آهنگسازی نوشت که در کلاسهای مدرسه آموزش داده می شد. پس از چند سال این مدرسه دوره عالی پیدا کرد. وزیری کتابخانه آن را گسترش داد و در اثر تلاش و اقدامات وی شماری ابراز و لوازم موسیقی از وزارت فرهنگ برای این مدرسه که بعدها تبدیل به هنرستان عالی موسیقی گردید، آورده شد. معلمان اروپایی نیز در آن به آموزش پرداختند.

وزیری با علاقمندی مشغول بکار شد تا در زمستان سال 1313 او را که برای هنر احترام زیادی قایل بود از ریاست مدرسه موسیقی برکنار کردند. علت آن، درگیری وزیری با حکومت بر سر امتناع ورزیدن او از اجرای کنسرت ارکستر مدرسه در دربار بود، زیرا گوستا وآدولف ولیعهد سوئد و دو فرزندش میهمان دولت ایران بودند و مقامات دولتی قصد داشتند وزیری و ارکسترش در حضور آنها هنگام صرف شام به اجرای کنسرت بپردازند وزیری که برای هنر احترام خاصی قایل بود و اجرای کنسرت در دربار را در شأن ارکستر مدرسه نمی دید از این کار سر باز زد.

البته اندیشه نو وزیری بر حمایت از موسیقی ملی همواره بین او و اقشار دیگر درگیری ایجاد می کرد، از یک طرف با حکومت و نصرالله مین باشیان بر سر حمایت یک جانبه از موسیقی غربی و نفی موسیقی ملی، از طرف دیگر ناسازگاری او با قدما بر سر سنتهای موسیقی ایران که با روش او ناسازگار بود، و از طرفی هم افراطیون مذهبی و بخشی از دستگاه حکومتی سومین قشر مخالف این هنرمند بزرگ را تشکیل می دادند. متأسفانه هم اکنون نیز خدمات شایان او توسط بعضی ها نادیده گرفته می شود و به بهانه های بی اساس و انتقادی ناروا او را مورد اتهامات واهی قرار می دهند.

البته وزیری پس از برکناری از ریاست مدرسه موسیقی چون سوابق فرهنگی طولانی داشت سال 1315 طبق قانون دانشگاه به سمت استادی دانشکده ادبیات منصوب گردید و در این دانشکده به تدریس تاریخ هنر و عروض و زیباشناسی پرداخت و کار جدیدی در موسیقی انجام نداد. سال 1319 رئیس انجمن هنرهای زیبای دانشگاه شد. در سال 1320 دوباره به ریاست هنرستان عالی موسیقی گمارده شد و تا سال 1325 در این سمت باقی ماند. وی در نظر داشت اصلاحاتی در برنامه موسیقی رادیو انجام دهد که به علت نامناسب بودن محیط موفق نشد.

وزیری ابتکاراتی در تار ایجاد نمود که خالقی در جلد دوم کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» به شرح آن پرداخته است. در کتاب «دستور تار» وزیری اهمیت ویژه برای نواختن تمرینات و گامها که موجب تقویت دسته و پنجه نوازنده است نایل شده است. این کتاب اولین کتابی است که وزیری نگاشت و آن را زمانی که در آلمان مشغول تحصیل بود به چاپ رساند.

وزیری در سال 1320 با استعفا و خروج رضاشاه از کشور با حفظ وظایف دانشگاهی مجدداً عهده دار ریاست هنرستان عالی موسیقی  و اداره موسیقی کشور شد و تا سال 1325 در این سمت باقی ماند. وی علاوه بر فعالیتهای دانشگاهی به تشکیل ارکستر نوین برای رادیو و همکاری با انجمن موسیقی ملی پرداخت. در سال 1344 از دانشگاه بازنشسته شد ولی به دعوت دانشگاه کار تدریس را ادامه داد و سال 1350 عنوان استاد ممتاز دانشگاه به وی اعطا گردید.

 

آثار وزیری

 

وزیری سه اثر خود را بنام «خریدار تو»، «گوشه نشین» و «سوز من» را روی اشعار سعدر تصنیف نموده است. و داستان «موسی و شبان» را از داستانهای مولوی برای تار تنها موسیقی درآورد. سپس آهنگ «شکایت نی» را بر اساس سرآغاز معروف مثنوی« بشنو از نی چون حکایت می کند .....» نوشت.

سپس آهنگ های «نیمه شب» یا «رویای حافظ»، «دلتنگ»، «گرایلی»، «دو عاشق» و «دختر ناکام» را بر اساس غزلیات حافظ تصنیف نمود.

وزیری پیش از رفتن به اروپا قطعاتی تصنیف کرد که برخی از پیش درآمدهای آن در کتاب دستور تار، چاپ برلن، به سبک دوتایی برای دو عدد تار چاپ گردید، از جمله پیش درآمد ماهور، همایون، شور و چهارگاه (نت رنگهایش را از دست داده است). ولی پس از بازگشت از اروپا سبکش را تغییر داد و آثار ارکستری و به روش دیگر تصنیف نمود. «دل زار» در همایون و «کنار گلزار» در نوا از تصنیف های او هستند که آنها را روح انگیز خوانده است.

وی نیز با اشعار گل گلاب تصنیف «وصال دوست» (چهارگاه) و سرود زیبایی بنام «سرود پیش آهنگ» ساخت. چون این سرود در وصف بامداد و معرف زیبایی صبحگاهان بود بعدها به سرود «صبح» معروف گردید. تصنیف دیگری در شور دارد که اشعارش را نیز گل گلاب سروده است که شاعر در اشعار آن، مکر و حیله و تزویر ظاهرسازان و خودنمایان را شدیداً مورد انتقاد قرار داده است. پانتومیم «زردی بوسه» (در سل ماژور) که برای تار به همراهی پیانو نوشته شده بود، پانتومیم «رقص دختر من» که برای دخترش (بدرآفاق) نوشته بود، پانتومیم «لاسی ها» و «والس دو نامزد» (به وزن والس است) و «مارش ظفر» در پرده چهارگاه که اشعار آن را گل گلاب سروده است و قالیچه کرمان از سایر آثار او هستند.

گذشته از چند مارش، مانند مارش حرکت ورزشکاران و مدارس و اصفهان و سرود ای وطن و خاک ایران و چند رنگ، از قبیل رنگ ماهور و چهارگاه و دشتی و سه گاه و همایون و نیز آهنگ دوست. تصنیف های گوناگونی داشت از جمله: دل زار، وصال دوست، کنار گلزار، اسرار عشق، موسم گل، راه وصال، صحبت دل، بهار، اهل دل، سوز من و بسته دام و چند سرود کودکانه مانند مادر، گنجشک، محبوس، کودک یتیم و تاتی تاتی که همه را روح انگیز خوانده است.

وزیری علاوه بر موسیقی به تئاتر نیز بسیار علاقمند بود و نمایشی بنام «خانم خوابند» نوشت. از اپراتهای او می توان اپرت «گلرخ» و «شوهر بدگمان» را نام برد که اشعار هر دو آنها را حسین گل گلاب سروده است. از موسیقی این دو تئاتر فقط دو تصنیف ضبط شده از اپرت «گلرخ» بر روی صفحات قدیمی بر جای مانده است، او نیز چند درام نوشته که «دختر ناکام» و «جدایی» او به اجرا درآمد. سی هفت صفحه گرامافون از آثار ایشان ضبط شده است.

این هنرمند بزرگ در هیجدهم شهریور سال 1358 در سن 92 سالگی در طهران درگذشت.