علی اکبر شهنازی

نوازنده تار و هنرآموز موسیقی سنتی، پسر بزرگ آقا حسینقلی استاد بزرگ تار است. خانواده آنها بیشتر از صد سال در ایران به هنرمندی مشهور بود بطوریکه آنها را خاندان هنر بشمار آورده اند.

این استاد در سال 1276 خورشیدی بدنیا آمد. چون زاده شدنش در عید قربان بود او را حاجی نامیدند. او در محیطی هنرپرور رشد یافت، چنانکه همیشه در خانه آهنها آهنگهای موسیقی نواخته می شود، زیرا پدرش هفته ای سه روز کلاس داشت و عمویش میرزا عبدالله استاد مشهور، و باقر خان کمانچه کش و آقا رضا خان تار زن دامادهای آنها بودند که با آنها رفت و آمد داشتند؛ از این گذشته آوازخوانهای خوش صوت نیز با آنها نشست و برخاست داشتند. از این رو علی اکبر از کودکی با موسیقی و موسیقی دانان آشنا و الفت داشت که در رشد و پرورش ذوق او تأثیر فراوانی داشت.

علی اکبر از کودکی از پدر هنرمندش آموزش می گرفت، چنانکه نزد پدر دوره ردیف را به پایان رساند و نوازنده زبردستی شد. از سن 14 سالگی به تنهایی کلاس پدر را اداره می کرد و به آموزش درسها و ردیفها می پرداخت. هیجده ساله بود که پدرش درگذشت، در این سن نوازنده ماهری بود. پس از مرگ پدر، نزد عمویش میرزاعبدالله نوازندگی را ادامه داد. آن دو ساعتهای طولانی با هم ساز می زدند و ردیف ها را مرور می کردند. او پس از مرگ عومیش جانشین وی و پدرش گردید، به آموزش موسیقی پرداخت و شهرت بی نظیری کسب کرد. او به سه تار و پیانو آشنایی کامل داشت.

در این روزگار کار آهنگسازی خود را آغاز نمود و آنها را به شاگردان آموخت، آثارش نیز منتشر گردید. بهترین درآمدهای او عبارت اند از: پیش درآمد شور و پیش درآمد سه گاه. شهنازی در سال 1345 به مدت 5 سال همه دستگاه های موسیقی ایرانی را آموخته بود اجرا و همه را به شکل کامل و مرتب، آماده نمود. آثار ضبط شده او عبارت اند از:

«اولین آثار او صفحه گرامافون با آواز جناب دماوندی است که حدود 12-1911 ضبط شد. از صفحات بعد او، افشاری، بیا ترک، آواز دشتی با خانم صادقی و صفحات سه گاه و مویه و مخالف، همایون و بیداد و لیلی و مجنون و شوشتری و بختیاری و شور و سلمک و قرچه با آواز اقبال السلطان که حدود 1310 ه ق ضبط گردید. شهنازی در اکثر دستگاه ها پیش درآمد و رنگ ساخته است. از تصنیف های مشهور او تصنیف چهارگاه «زد لشگر گل» با شعر وحید دستگردی را می توان ذکر کرد که با آواز قمر در صفحه ضبط شده است. دیگر تصنیف اصفهان «به اصفهان رو» با شعر ملک الشعراء بهار است که توسط تاج در نوار اجرا شده است.»

شهنازی سپس مدرسه ای دائر کرد و به آموزش پرداخت و هنرآموزان را از هنرش بهره بخشید. هنگام تأسیس رادیو به همکاری پرداخت (ارکستر)، ولی بعداً به طور تکنواز با این رسانه گروهی همکاری نمود. موزه صبا در خیابان ظهیرالاسلام بدست او گشایش یافت. او درباره این موزه اظهار داشت:« این برای اولین بار در خاورمیانه است که یک چنین کار فرهنگی صورت تحقق بخود گرفته است. با گشایش «خانه صبا» نه تنها نسل معاصر بلکه نسل های آینده فرصت آن را خواهند داشت تا از مجرای صحیح، یادگارهای صبا را که بر جا مانده، مشاهده و حضور او را در وجود خویش زنده تر احساس کنند و آن همه زحماتی را که در جهت فرهنگ و تعالی موسیقی ملی و سنتی ایران متحمل گشت ارج گذارند.»

علی اکبر از ده سالگی آموزش تار را آغاز کرد و تا پایان عمر که نزدیک به 90 سال داشت، مدت 80 سال بکار آموزش تار اشتغال داشت. او طی 80 سال هزاران شاگرد پرورش و آموزش داد. او نه تنها آموزش دهنده ای بود توانا بلکه آهنگسازی با قریحه بود. پیش درآمدها و چهارمضراب ها و رنگ هایش همه و همه بر پایه قواعد علمی، پر قدرت و صلابت و رنگارنگ بود که در تاریخ هنر موسیقی بجا ماندنی اند.

او از دوستان نزدیک عارف بود و آهنگهای زیادی با او نواخته است.

علی اکبر در نواختن تار صاحب سبک بود و هیچکس نتوانست قدرت سرپنجه او را در تار پیدا کند و با اینکه در هفت سال پایان عمر نابینا شده بود باز هم از پذیرش شاگرد و توجه و تذکر به آنها از هیچ کوششی فروگذار نبود.

متأسفانه این هنرمند بزرگ در 26 اسفندماه سال 1363 در طهران در سال 87 سالگی در فراموشی مطلق فرو رفت و تنی چند از شاگردانش او را بخاک سپردند.