ابوالحسن صبا (1281-1336 خورشیدی)

نوازنده ویولن، تار، سه تار، سنتور، ضرب و کمانچه، پدرش کمال السلطنه فرزند محمد جعفر خان صدرالحکما فرزند محمد خان صبا شاعر و نقاش عهد ناصری و مردی ادیب و با هنر و نیز از شیفتگان موسیقی بود که سه تار می زد. پدرش از کودکی ابوالحسن صبا را با آموزش سه تار آشنا نمود سپس به مکتب میرزا عبدالله رفت و سه تار را نزد این استاد فرا گرفت و در مکتب درویش خان به گسترش آن پرداخت و به درجات عالی رسید. ویژگی های ضربی او را بیانگر سبک درویش دانسته اند. ندیم عمه صبا، خانمی بنام ربابه بود که ضرب گیری خوب و تصنیف خان ماهری بشمار می رفت. او باعث شد که صبا بیشتر به موسیقی علاقمند شود و صبا از کودکی نواختن ضرب را نزد او آموخت و برای رسایی و گسترش آن نزد حاجی خان نوازنده مشهور ضرب و نوازنده مشهور آن زمان رفت. جالب اینکه صبا تقریباً تمام سازهای یک ارکستر را می توانست بنوازد و همه را نیز با مهارت می نواخت. او سنتور را نزد علی اکبر شاهی، ضرب را نزد حاجی خان، کمانچه را نزد حسین خان اسمعیل زاده و ویولن را نزد حسین هنگ آفرین آموخت و سازهایی چون قانون، پیانو، فلوت، نی و دف را نیز می نواخت، چنانکه یک موسیقی دان ایتالیایی درباره او گفته است:« این مرد به تنهایی یک ارکستر کامل است.» او افزون بر نوازندگی به نقاشی، ادبیات، نجوم، پرورش گل و صنایع ظریفه آشنایی کامل داشت.

صبا بی گمان از نوابغ بزرگ موسیقی ایران بشمار می رود. او در دوران عمر کوتاهش خدمات بزرگی به موسیقی ایران کرد. از سال 1310 بطور دائمی به آموزش موسیقی پرداخت، چنانکه شاگردانش او از بهترین نوازندگان بشمار می رفتند. طبق آمار تقریبی دو هزار نفر در کلاس او در رشته های ویولن، کمانچه، سه تار، تار، قانون، ضرب و فلوت پرورش یافته اند که از برجسته ترین آنها می توان ابراهیم قنبری، حسن کسایی، دکتر داریوش صفوت، مرتضی نی داود، حسین یاحقی، ابراهیم منصوری، عبدالله جهان پناه، حبیب الله صالحی، فرامرز پایور، مجید وفادار، علی تجویدی، حبیب الله بدیعی، غلامحسین بنان، حسین دهلوی و مهدی خالدی را نام برد و حبیب سماعی و حسین طهرانی را هم با موسیقی علمی آشنا گرداند.

صبا از پیروان سبک وزیری بود پیش از آغاز کار در مدرسه موسیقی وزیری، و هنگام تحصیل در مدرسه آمریکایی تا حدودی با روش های موسیقی غربی آشنا گردیده بود؛ دکتر «جردن» مدیر مدرسه صبا را با مقدمات نت نویسی آشنا کرده بود و این آشنایی پس از بنیان مدرسه عالی موسیقی ( به دست علینقی وزیری در سال 1302) گسترش یافت. وزیری اداره برخی از کلاسها را به عهده صبا گذاشت.

خالقی گفته است:« آنچه صبا نزد وزیری (آخرین معلمش) آموخت در واقع تصحیحی در روش های گذشته اش و در عین حال راهی بود بسوی ایجاد مکتبی که می توان آن را اجرای چم و خم های موسیقی ایرانی بیاری تکنیک عالی در نوازندگی سازهای سنتی ایران نامید.»

از سویی صبا اسلوب نت نویسی وزیری را با اختلاف های اندکی برای آثار خود یا در ثبت و تنظیم ردیف پیشینیان بکار گرفت.

صبا در سال 1306 به همت و پیشنهاد وزیری در رشت مدرسه ای ویژه موسیقی تأسیس نمود و دو سال و چند ماه را در رشت و روستاهای شمال ایران سپری کرد. این سرآغازی شد برای کشاندن صبا به سوی نخستین و پایه ای ترین پژوهش موسیقی ایرانی (یعنی موسیقی فولکلوریک) و نیز دگرگونی بنیانهای زندگی هنری صبا. او در این پژوهشها برای اولین بار به وجود ضربهای لنگ (طاق) در موسیقی ایرانی پی برد؛ درست در زمانی که دیگر استادان زمان گمان می کردند که نوازندگان محلی ندانسته ضربهای «لنگ» را می نوازند.

نگارش و ضبط بسیاری از ترانه های بومی شمال ایران، از جمله، زرد ملیجه، در قفس، خوان، کوهستانی، دیلمان، امیری یا مازندرانی، رقص چوب، رقص قاسم آبادی، دشتی گیلکی متعلق به این زمانند. بهمان طریق که بعدها ترانه شوشتری یادگاری است از سفر به نواحی بختیاری.

صبا در برابر این تعریف:« موسیقی محلی کم و بیش پرورده روستاست و موسیقی سنتی و کلاسیک (ردیف و دستگاه) نتیجه فرهنگ شهری» تعریف دیگری بازگو می کند:« موسیقی ایرانی موسیقی است محلی یعنی مخصوص این آب و خاک. و در جای دیگر دنیا این قسم معمول نیست. قدما یعنی مطلعین و علمای ما نغمه ها و گوشه های موسیقی ما را از گوشه و کنار ولایات و قصبات و دهکده ها از خواندن افراد جمع آوری کرده و مجموعه تعالی بنام دستگاه تنظیم کرده و مورد استفاده قرار دارند...»

صبا به علت ناسازگاری هوای گیلان با مزاجش بناچار به طهران بازگشت و اولین کلاس موسیقی مستقل خود را در طهران دایر نمود (1310). از آن پس وقتش را صرف آموزش می کرد و وقت تمرین برایش نمی ماند، بطوریکه شاگردان او را به شکل مستقیم و غیر مستقیم بیش از سه هزار تخمین زده اند.

صبا در فن نوازندگی بسیاری از سازهای ایرانی در کنار ویولن به آن پایه از قدرت رسیده بود تا بداند چگونه باید شاگردانش را که از هر سن و طبقه ای بودند، پیش برد، آنهم در کمترین زمان.

تجربیات گرانبهای صبا موجب می گردد که تکالیف هر یک از شاگردانش را به اندازه فهم و ذوقشان تنظیم کند. نخستین تمرین های صبا قطعه های کوتاهی بود که پیشتر برای کودکان نوشته می شد که در عین سادگی زیبا و دل انگیز بودند.

صبا بس از تأسیس رادیو در سال 1319 به نوازندگی در آن پرداخت، اما همیشه به شاگردانش می گفت: موسیقی را نمی توان از رادیو آموخت، موسیقی ایرانی در زوایای مملکت است و باید از راه تحقیق آن را یافت.

صبا از سال 1323 به عضویت وزارت فرهنگ درآمد و چندی توانست استادی هنرستان موسیقی ملی و نیز سرپرستی ارکستر شماره یک هنرهای زیبا کشور را عهده دار باشد.

صبا پس از شنیدن سنتور حبیب سماعی شیفته کار او شد و برایش کلاسی دایر نمود و با او در رادیو نیز همکاری می کرد و این همکاری موجب گردید سنتور که سازی متروک شده بود دوباره مورد استفاده قرار گیرد. صبا از سال 1325 پس از مرگ حبیب سماعی توجه بیشتری به سنتور مبذول داشت و برای اولین بار «خط سنتور» را وضع نمود و دوباره برای نخستین بار نت سنتور را نوشت و دوباره نت خوانی سنتور نگرانی زیادی داشت که گویا بعدها خودش از پس این مشکل برآمد.

اهمیت اصلی هنر صبا در نواختن سه تار و ویولن دانسته اند. او در نواختن این دو ساز دارای سبک است. مهارت و دقت کارش برای صاحب نظران یگانه است و امروزه کمتر نوازنده ویولنی وجود دارد که او به گونه ای تأثیر نگرفته باشد.

صبا در نوازندگی سه تار یکی از کاملترین شیوه ها برخوردار بوده است. مضرابهای او را پرداخته، دقیق و بی تکلف گفته اند.

صبا اولین کسی بود که متوجه شد ویولن را نباید مثل کمانچه نواخت و باور داشت ویولن از نظر ساختمانی کاملتر از کمانچه است و نوازنده ایرانی بدون هیچ تعصبی آن را بنوازد و این کار شکلی درست و اصولی داد. او نخستین کسی بود که بدعت جداسازی شیوه نواختن ویولن از کمانچه را گذاشت. همچنین با ابداع نشانه های ویژه ای اجرای تکیه ها و تحریرها (نت تزئینی) را آسان نمود.

در پرورش فرمهای جدیدی که از زمان درویش خان در موسیقی ایران ابداع گردیده بود، از جمله: پیش درآمد چهار مضراب، تصنیف و رنگ و گسترش تکنیکی آنها و به ویژه تنظیم آنها برای ساز ایرانی شده ویولن، نقش صبا غیر قابل انکار است.

صبا توانست که در یک خط اجرایی مثلاً برای ساز تکنواز ویولن، سه بخش ملودی را با هم ترکیب کند. با اینکه این ابتکار پیش از صبا کم و بیش در فرم چهار مضراب (از سوی استادان پیشین) بکار گرفته شده بود، ولی هنر صبا را باید با درستی ارائه این ابتکار به روشی ساده تر و روشن تر دانست.

صبا خیلی زود به این نکته که ضرب می تواند ساز مستقلی باشد پی برد. سپس برای نت نویسی آن، خال سه خطی ابداع نمود و در این زمینه کتابی نوشت. او ضرب را بخوبی می نواخت و در این زمینه شاگردان زیادی پرورش نمود که استاد حسین طهرانی یکی از آنهاست.

صبا دروس ضرب را روی کاغذ معمولی (نه کاغذ نت) یاداشت می کرد، در ضمن ملودیهای ویژه آهنگها را به نت ضرب در می آورد و به شاگردانش یاد می داد. او با انتقال ردیفهای ایرانی از راه شفاهی و سینه به سینه مخالف بود و می گفت:« حافظه همه قوی نیست و بی شک اشتباهاتی پیش می آید و باید خطی بوجود آورد» و با این که چنین خطی را بوجود آورد اما باز بر این باور بود که :« با این که نت موسیقی پیشرفت کرده اما هنوز قادر نیست که نواهای محلی و حالات و گوشه های مخصوصشان را ثبت کند. بهترین راه این است که عین این نواها و آهنگها در محل روی صفحه ضبط شود.»

یکی دیگر از اقدامات صبا گردآوری و فراهم کردن و نگارش ردیف های موسیقی سنتی ایران بود با اینکه نگارش این گونه موسیقی، نوازنده را به پیروی از نت وا می دارد و این مخالف بداهه نوازی که خصلت اساسی موسیقی سنتی است می باشد، ولی از آنجا که در جوامع سنتی چون کشور ما به علت از میان رفتن استادان ورزیده و عدم پرورش نوازندگان زبردست، انتقال موسیقی سینه به سینه و شفاهی به نابودی کشانده می شود. او به موسیقی کلاسیک غربی بخوبی آشنا بود؛ بتهوون، بارتوک، کدای و پرکوفیف از موسیقی دانهای مورد علاقه اش بودند.

جنگ جهانی دوم مانند سماعی اثر نامطلوبی بر وی نهاد و هر دوی آنها به علت آسیب هایی که در اثر جنگ جهانی دوم متحمل شده بودند مرگ زودرس و ناگهانی داشتند، بطوریکه صبا در بیست و نهم آذرماه 1336 در سن 55 سالگی به بیماری قلبی درگذشت.

آثار صبا به دو دسته تقسیم کرده اند: دسته اول شامل: اجراهای ویولن، سه تار، تار که بیشتر به صورت صفحه در آمده است. دسته دوم شامل تصنیف ها، ترانه های گردآوری شده محلی و آثار تئوریک. او نیز کتاب پژوهشی درباره شناسایی سازهای ایرانی و تاریخچه آن نوشته است.

فهرست برخی از آثار صبا

چنانکه گفته شد، صبا گذشته از اجراهای ویولن، سه تار و تار که بیشتر به شکل نوار یا صفحه موجود است، به گردآوریهای تصنیف ها و آهنگهای محلی پرداخته و آثار تئوریک بسیاری از خود باقی نهاده است.

آثار مستقیم:

1-کتابهای دوره اول، دوره دوم و سوم ویولن

2-کتابهای دوره اول، دوره دوم و دوره سوم و چهارم سنتور

3-کتابهای دوره اول سه تار

 

آثار غیر مستقیم:

1-سلوی «ای وطن» صفحه 76 کتاب دستور ویولن وزیری جلد اول و دوم

2-سلو صفحه 78 کتاب دستور ویولن وزیری جلد اول و دوم

3- چهار مضراب سه گاه صفحه 248 کتاب دستور ویولن وزیری جلد اول و دوم

4- رنگ بیات ترک صفحه 6 کتاب بیست و پنج قطعه ضربی

5- پیش درآمد ترک صفحه 8 کتاب هیجده قطعه پیش درآمد.

6- نوید بهار صفحه 14 کتاب اول ویولن، از انتشارات هنرستان موسیقی ملی

7- چهار مضراب ساده در ماهور صفحه 17 کتاب اول ویولن، از انتشارات هنرستان موسیقی ملی

8- آهنگی در سل کوچک صفحه 11 کتاب اول ویولن، از انتشارات هنرستان موسیقی ملی

9- مقدمه زرد ملیجه صفحه 18 کتاب دستور مقدماتی تار و سه تار، از انتشارات هنرستان موسیقی ملی

10- دستور ضرب

11- دستور سه تار

12- ردیف کامل آوازهای ایرانی

 

آثار ملهم از موسیقی ملی:

1-دیلمان (دشتی)

2- امیری یا مازندرانی (دشتی)

3- زرد ملیجه (دشتی)

4- به زندن (شوشتری)

5- در قفس (دشتی)

6- رقص چوبی (افشاری)

7- کوهستانی (دشتی)

 

تصنیف ها:

1-نغمه ضربی (دشتی) با این شعر وحشی بافقی :« روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم...»

2- نغمه ضربی (سه گاه) با شعری از شیخ بهاء « زلف و کاکل او را چون بیاد می آوردم...»

3- نغمه ضربی (همایون) با شعر مولانا:« کسی نیست چنین عاشق و بی چاره که مائیم...»

4- نغمه ضربی (چهارگاه) با شعر عراقی

5- نغمه ضربی روی مخمس صفی علیشاه و...

پس از مرگ صبا خانه مسکونی او واقع در خیابان ظهیرالسلام طهران (چنانکه گفته شد، بدست علی اکبر شهنازی گشایش یافت ) از سوی خانواده اش به وزارت فرهنگ و هنر واگذار گردید و آثار و یادگارهای او را همسرش در اختیار این وزارت قرار داد که به صورت موزه صبا درآمد.

در این موزه عکس های دوران تحصیلی اش (مدرسه عالی موسیقی) با استاد علینقی وزیری، ابلاغ مدرسه صنایع ظریفه رشت، کارنامه دوران تحصیلی، آلبوم های عکس، دست نویس ها و نت او، نامه ها، عکس های او، دفترچه یاداشت، شماری صفحه، میز تحریر، دیاپازون و مترونم، گرامافون، سنتور، کمانچه، ضرب، نی، سه تار منبت کاری شده کار خود او، ویولن دست ساز او که چهره نقاشی شده او روی آن حک گردیده بود، تابلوی رنگ روغن نقاشی خود او و ابزارهای دیگری از قبیل ساعت بغلی، فندک، پیپ، قلم خودنویس، شماری کتاب و آثار دیگری وجود دارد. این موزه ساعت 17 روز 21 آبانماه سال 1353 بدست علی اکبر شهنازی گشایش یافت.