اسحاق موصلی
پس از مرگ ابراهیم ارگانی، پسرش ابومحمد اسحاق جانشین پدر گردید و بزرگ ترین موسیقی دان دربار خلافت شد. موسیقی را نزد پدر و سایر استادان آموخت. اسحاق در شهر ری زاده شد و همراه پدرش به بغداد رفت، پس از پایان تحصیلات مقدماتی، بربط نوازی و فن ایقاع را نزد زلزل (شوهر عمه اش) فرا گرفت و نزد استادان معتبر دیگر تاریخ علوم ادبی آموخت. او را یکی از رهبران «جنبش ابداعی رمانتیکی پارسی» دانسته اند که در مقابل نحله تقلیدی عربی کهن مدت زمانی پایداری و مقابله نمود. با فراگیری این علوم و هنر به یاری بزرگان خاندان برمکی که همه از نفوذ اجتماعی و ارزش سیاسی برخوردار بودند. به خلیفه معرفی گردید.
اسحاق علاوه بر موسیقی، در فلسفه و ادبیات و لغت و علوم قضایی به مقام والایی رسید و شعرهای بسیار زیبا می سرود، چنانکه او را شاعر و دانشمند، فقیه، ادیب، زبانشناس، و موسیقی دان و آواز خوان و نوازنده بشمار می آوردند. از این رو هر خلیفه ای تلاش می کرد بیشتر از خلیفه پیشین او را مورد کرامت قرار دهد. بطوریکه از مأمون نقل کرده اند:« اگر اسحاق در موسیقی شهرت نداشت به او سمت قضاوت می دادم، زیرا علم و عمل قضاوت را بهتر از هر قاضی می داند و مردی است خوش رفتار و پاک نیک سرشت و معتمد.»
گفته شده است او اولین کسی بود که زنانگی را (مخنث) در آواز رواج داد. او را آهنگ سازی استوار و ترانه هایش را شگفت آور دانسته اند. فارمر می نویسد:« در مجالس رسمی به خاطر اجازه مأمون در ردیف ادیبان و دانشمندان (که جایگاه بالاتر از موسیقی دان بود) قرار می گرفت نه در رده موسیقی دانان و مقامش آنچنان بالا رفت که به او اجازه پوشیدن لباس سیاه عباسیان داده شد.
مأمون به اسحاق اجازه داد تا در اجرای مراسم نماز جمعه از منبر مخصوص خلیفه استفاده کند و به انجام این مراسم یاری نماید. خلیفه الواثق (خلافت 842-847م) اظهار داشته است:« اسحاق هرگز برای من آواز نخوانده است، اما با وجود او احساس می کنم که ثروتم فزونی می یابد.»
اسحاق مانند پدر با دریافت هدایای فراوان ثروت هنگفتی به دست آورد. او در آشنایی به افزار موسیقی سرآمد موسیقی دانان بود. او بزرگ ترین موسیقی دان جهان اسلام شناخته شده که در نوازندگی بربط همتا نداشته است. ابوالفرج او را به دریا و موسیقی دانها را به جویها و نهرها تشبیه کرده است.
مادر اسحاق و خواهرش (علیه) موسیقی دان و هر دو دیلمی بودند. مادر اسحاق که شاهک رازی نام داشت در ری به خوانندگی مشغول بود و پدر اسحاق (ابراهیم) او را در آنجا دیده و به همسری برگزیده بود.
گفته شده اسحاق هرگاه تصمیم می گرفت بخواند قویترین آهنگ هایی را که (سابق) خوانده بود می خواند. او شیوه پیشینیان را دنبال و از تجربه های آنها استفاده و از آنها پیروی می کرد. اسحاق در موسیقی نوشته های زیادی داشته است. کتابهای او را مرجع کتاب اغانی دانسته اند. نزدیک به چهل کتاب نوشته که در برخی درباره زندگی نامه موسیقی دانان بزرگ عرب و بعضی در زمینه اصول و قواعد موسیقی است، از آن جمله: کتاب «الختیار من الاغانی اللواثق الخلیفه» (در گذشت 232ه) «الاغانی الکبیر» که سندی بن علی آنرا گرد آورده و دیباچه ای بنام اسحاق بر آن نگاشته است و آن منبعی است مهم برای الاغانی ابوالفرج اصفهانی، کتاب «قیان المجاز»، «اخبار القیان»، «اخبار الندماء»، «اغانیه النی غنی بها»، «النغم و الایقاع»، «الرقص و الزفن»، «اخبار المغنین المکیین» و «اخبار»، الابجز (خوانندگان زمان امویان) حنین الحیری النصرانی (در گذشته نزدیک 101ه)، الدلال نافترابو یزید (زنده در 66-86ه)، سعد بن مسجح (در گذشته نزدیک 97ه)، طویس (در گذشته 86ه)، الغریض ابو یزید عبدالملک (81-102)، ابوجعفر محمد بن عایشه (در گذشته نزدیک 126ه)، معبد (در گذشته 126ه) و ابن سریج (در گذشته نزدیک 108ه).
اسحاق در سال 850 میلادی در سنین پیری و در ایام روزه داری ماه رمضان و در اثر ضعف و ناتوانی در گذشت. بعد از مرگ او خلیفه عباسی با تأسف گفت:« مجلس خلیفه بی وجود اسحاق دیگر زیور و رونقی نخواهد داشت.»
اسحاق در زمان خود از بزرگترین موسیقی دان خاور زمین دانسته اند. هنرمندی اش را در اوج کمال و هنرش را بر دیگران برتری خالص و ویژه شمرده اند. او ناهماهنگی های میان تئوری و عمل را در موسیقی کاهش داد اوزان موسیقی را سامان داد و آن را به شکل نظام تعریف شده و نظمی ویژه درآورد. در کتابی که در بردارنده مجموعه تصنیف های اوست، نغمه هایی را که خود ساخته از جهت وزن طبقه بندی کرده است. دستگاه ماهور و کشف قواعد «هارمونی» را از او دانسته اند. گفته شده است وی این کارها را بدون اینکه حتی یکی از کتابهای دوران باستان (یونانیان) را مطالعه کرده باشد انجام داده است.
بزرگ ترین کتابخانه بغداد را که کتابهایش بویژه در لغت نامه و فرهنگ های عربی بسیار غنی و با ارزش است، متعلق به او دانسته اند.
زبانـت درکـش ای حــافظ زمــانـی