زریاب
ابوحسن علی بن نافی (در گذشته سال 246 ه ق) که عنوان زریاب به خاطر «چهره سیاه» و فصیح و سخنوار او به او داده شده بود از اهالی ایران و از مردم خراسان و از مشهورترین موسیقی دانان اندلس شمرده اند که در بغداد مولی مهدی عباسی بود. او شاگرد ممتاز اسحاق موصلی و سراینده و شاعر معروفی بود که در بغداد نزد اسحاق تعلیم موسیقی گرفت و خواننده دربار شد و از برجسته ترین خوانندگان و موسیقی دانان و نوازندگان عود دوره وی بشمار می رفت و از خوانندگان و خلصگان خلیفه نیز بود.
از نوآوریهای او افزون بر تار پنجم به تارهای چهارگانه عود (بم، مثلث، مثنی، زیر) است که بر آن نام «حاد» نهاد. (سیم اول عود زریاب از ابریشمی بافته می شود که از تار سازهای همکاران و رقیبانش بسی بهتر بود و سیم های دوم و سوم و چهارم سازش را از روده بچه شیر می تافت که معتقد بود «از لحاظ قدرت، دوام، صدای خوش و طنین عمیق و مقاومت در برابر تغییرات درجه حرارت، از روده هر حیوانی بهتر است.»)
زریاب در سال 206 هجری بغداد را ترک کرد و مدتی در آفریقای شمالی (مغرب) زیست و مورد توجه زیادة الله اول از خاندان نبی اغلب که در قیروان (در نزدیکی تونس) فرمانروایی می کرد قرار گرفت ولی زریاب به علت خواندن شعری از یکی از شاعران معروف دوره جاهلیت عربیه نام عَنتره که در آن سیاهی رنگ مادرش قید شده بود (اگر مادر من به سیاهی زاغ بود) مورد تنبیه زیادة الله اول قرار گرفت به این دلیل که رهسپار اسپانیا (اندلس) گردید و در آنجا موسیقی دانان دربار سلطان حکم اول (796 تا 822) و سپس عبدالرحمان دوم (822 تا 852م.) در قرطبه گردید و بسیار مورد نوازش قرار گرفت و از شوکت و جلا خاصی برخوردار شد.
وی در موسیقی اندلسی نوآوریها و موازین ویژه ای بوجود آورد و در دربار اموی اندلس موسیقی را بنیاد نهاد و هنر موسیقی ایرانی را در آنجا (اسپانیا) رواج داد. او در اندلس به تأسیس مدرسه موسیقی پرداخت. موسیقی این شهر بواسطه این مدرسه مشهور گردید، بطوریکه این شهر نه تنها کانون موسیقی محلی اسپانیا گردید بلکه تمام اروپای غربی را در سده سیزدهم میلادی در برگرفت.
ر-لوی نوشته است:« در دربار عبدالرحمان دوم در قربطه (اسپانیا) آواز خوان ایرانی به نام زریاب وجود داشت...و چنان در دربار قرطبه نفوذ کرده و ستاره هنر آنجا شده بود که لباس و اطوار او برای اهل محل نمونه و سرمشق بود، حتی در فن آشپزی سلیقه او را سرآمد اقران می دانستند و همه نجبا از او تقلید می کردند.»
در تاریخ موسیقی خاورزمین آمده:« پیش از زریاب روش آموزش موسیقی بر پایه سرمشق علمی شاگرد از استاد بود و روش دیگری در این زمینه وجود نداشت، ولی زریاب این روش را دگرگون کرد و شیوه نوینی را ارائه نمود که بر اساس آن دوره آموزشی شاگردانش به سه مرحله تقسیم می شد.
نخست ریتم بحر و کلام آواز به شاگرد آموزش داده می شد. بعد نغمه آواز به صورت ساده و بدون حشر و زواید، مورد تمرین قرار می گرفت آنقدر که شاگرد کاملاً بر آن مسلط می گشت دست آخر «تحشیه یعنی زائده ها بود که به شاگرد آموزانده می شد.»
زریاب علاوه بر موسیقی، در علوم، نجوم، هندسه، زمین شناسی و جغرافیا صاحب نظر بود و نیز گفتاری نیکو داشت. فی الاغانی مشهورترین اثرش می باشد. احتمالاً پس از محمد، خلیفه اندلس (خلافت 238-273) در گذشته است.
زریاب، غلام موصلیان بود و موسیقی را از آنها آموخت. او در این هنر آنچنان پیشرفت و مهارت یافت که حسادت موصلیان را برانگیخت، از این رو او را به مغرب فرستادند. وی به درگاه امیر مندلس (اسپانیا) حکم بن هشام بم عبدالرحمان درآمد و مورد احترام بسیار قرار گرفت، چنانکه ماهانه ای برای او تعیین گردید و از جوایزی نیز برخوردار شد و در میان ویژگان، مقام والا و شامخی یافت.
در اشپیلیه (اسپانیا) آثار هنریش چنان گسترش یافت که هنگامی که این شهر از اهمیت افتاد، بقایای هنر او به کشورهای ساحلی و مغرب برده شد و گسترش یافت، چنانکه پس از او زوال و از رونق افتادن قریقیه، هنوز یادگار و آثار او در آن سرزمین باقیمانده بود.
زریاب دارای دو دختر بود، یکی به نام حمدونه که همسر هشام بن عبدالغزیز (وزیر) شده بود و در آواز از خواهرش عُلبه برتر بود. نیز شش پسر داشت که فقط عبدالرحمان پیرو پدر بود و از هنر او بهرمند می شد. فارمر می نویسد:« مدرسه موزیک پدر را او اداره می کرد. وی بسیار افراطی، مغرور و خودپسند بود و پی در پی ادعا می کرد که در آواز خوانی همتا ندارد. عبدالله از همه برتر بود و یحیی، جعفر و قاسم در آواز از بقیه برتر بودند. احمد خصال و قریحه شاعری را از پدر به ارث برده بود و قاسم بهترین خواننده و عبدالله کاملترین موسیقی دان و سرآمد دیگران بود.»
احمدبن یحیی بی عمر صَنبی در سال 599 هجری اظهار داشته است :« ...ابن زریاب در نزد شاهان اندلس مانند موصلی و دیگر ناموارن موسیقی در هنرش بسیار برجسته بوده است. زریاب راه هایی دارد که منسوب به اوست.»
زبانـت درکـش ای حــافظ زمــانـی