فرخی سیستانی
در سیستان متولد شد و از همراهان امیر چغانیان بود. بعدها رهسپار غزنه شد و در آنجا به خدمت سلطان محمود غزنوی درآمد. او از شاعران و نوازندگان محلی این دوره است که به موسیقی علاقه و از آن آگاهی وسیعی داشت.
فرخی چنگ و بربط را به خوبی می نواخته و از صدای خوبی برخوردار بوده است و به علت استعداد سرشار خود به محیط شعر و ادب رسمی راه یافت.
موسیقی و شناخت وزن تأثیر زیادی بر اشعار فرخی نهاده است او اشعار خود را با نواختن بربط می خواند، چنانکه در اشعارش به این نکته اشاره کرده است:
همه خوبی و نکویی بود او را ز خدایی
وین رهی را که ستایشگر و خنیاگر اوست
گــــــــــاه گــــــــفتی بـــیــا و رود بـــزن
گـــــــــاه گــــــــفتی بـــــیا و شعر بخوان
گاه بی زخمه به جزگاه تو بربط زنمی
تــا کسی نــــشنودی بانگ برون از خرگاه
بیت زیر آشنایی و علاقه او را به موسیقی نشان می دهد:
تا فرود آمدیم و بنشینم و بر گیرم چنگ
همچنان دست قدح گیرم تا روز دگر
اشعار فرخی نشان می دهد که آنها را با صدای زیبا و آهنگ چنگ یا بربط می نواخته و در اشعار ساده و دل انگیزش روح سروده های روستایی را حفظ می کرده است.
فرخی در اشعارش از دو موسیقی دان یکی به نام بونصر نوازنده و بوعمر خواننده نام می برد که به عصر غزنویان تعلق دارند:
بونصر تو در پرده عشاق رهی زن
بو عمر و تو اندر صفت گل غزلی گوی
زبانـت درکـش ای حــافظ زمــانـی