مولوی( مولانا جلال الدین محمد بلخی 672-604ه ق) عارف، شاعر، حکیم، در بلخ دیده به جهان گشود. فن موسیقی را خوب می دانسته، در سازهایی چون رباب و نی اختراعی داشت و قادر به نواختن آنها و ساز و چنگ نیز بوده است.

اشعار مثنوی وی بیشتر با موسیقی مأنوس است و آهنگهای اوزان مختلف آن نشان می دهد که این اشعار از ضرب آهنگی مخصوص به خود برخوردارند و در تمام ادوار مختلف بدون موزیک خوانده می شوند. آشنایی وی با موسیقی مایه وزن اشعار او است، اوزان زیادی در اشعار مولوی به کار رفته است. استاد فروزانفر در یادنامۀ مولوی چنین اشاره می کند:« مولانا سه هزار و پانصد غزل، در پنجاه و پنج بحر ساخته که هیچ یک از شعرا این اندازه در اوزان توسعه نداده اند.» کلیات شمس(دیوان کبیر) دارای بحر و اوزان گوناگون است که بیشتر با آهنگ و الحان و نغمه های موسیقی مطابقت دارد و می توان گفت در دیوان شمس موسیقی ارکان اصلی و اولیه شعر است زیر این اشعار در حالت سماع صوفیانه سروده شده و همه دارای رنگ (ضرب) است و بهترین نمایندۀ نفوذ موسیقی در شعر پارسی می باشد.