شمس الدین محمد بن محمود آملی (وفات750ه.ق)

یکی از دانشمندان این دوره است که اواخر دوره ایلخانان مغول می زیسته و آثاری به زبان پارسی و عربی دارد. او در معروف ترین کتاب خود نفایس الفنون فی عرایس العیون بخشی را به موسیقی اختصاص داده و موسیقی را جزو علوم ریاضی دانسته است و آن را به دو بخش نظری و علمی تقسیم کرده است و به ذکر صوت و کیفیت آن، فواصل یا اقسام ابعاد، کلیات سازها، پرده های مشهور و رد پایان ایقا می پردازد و از قول فارابی و پورسینا نغمه را شرح می دهد. به استناد فرهنگ نامۀ معین کتاب او در نیمه قرن هشتم هجری در دورۀ اولجایتو، سلطان محمد خدا بنده از سلسلۀ ایلخانان ایران به پارسی نوشته شده است و موسیقی را چنین توصیف می کند:«علم تألیف که چون به آواز به کار دارند به اعتبار تناسب با یکدیگر و کمیت زمان و سکانت که در میان آوازها افتاد علم موسیقی خوانند.» در همین کتاب دربارۀ سماع می نویسد:« سماع مشتمل بر فواید بسیار است یکی آن که اصحاب ریاضت و ارباب مجاهدت را از کثرت معاملات گاهگاه اتفاق افتد که کسالتی و ملامتی در قلوب و نفوس حادث شود و قبض و یأسی که موجب فتور اعمال و قصور احوال بود طاری گردد و چون ترکیبی از سماع اصوات طیبه و الحان متناسبه و اشعار مهیجه مسموع افتد به واسطه یی که آن کسالت و ملامت از ایشان مرتفع شود، دیگر بار از سر شدت شوق وحدت شعف روی به ملامت آرد، دوم آنکه، سالکان را در اثنای سیر و سلوک به سبب ظهور استیلای صفات نفوس و قفات و حجبات بسیار افتد که بدان سبب مدتی طریق زیادتی احوال برایشان مسدود گردد... و شاید که به واسطۀ استماع الحان لذیذ یا غزلی که وصل الحان ایشان بود حالی غریب که دواعی شوق و تهییج محبت بود روی نماید و آن وقفه یا حجبه از پیش برخیزد. سیم آنکه اصول سلوک را که هنوز حال ایشان زیاد ترقی نکرده باشد در اثنای سجع روح مفتوح می گردد و لذت خطاب از دل و عهد اول اول بیاید و طایر روح بر یک نهضه و نفضه غبار هستی و نداوت حدوث از خود بیفشاند و از جمیع عواشی مجرد گردد و به یک لحظه چندین راه قطع کند که سالها به سیر و سلوک در غیر سماع نتوان کرد، اما این معنی بر تقدیری صورت بندد که بتای سماع بر قاعدۀ صدق و اخلاق و طلب مزد حال بود نه دواعی نفسانی و خطوط طبیعت.»