صفی الدین اُرمَوی (وفات 693)

عبدالمومن بن یوسف بن فاخر، در ارومیه (خاندان او اهل ارومیه آذربایجان بودند) زاده شد و به سال 693 هجری در بغداد از دنیا رفت. صفی الدین در خردسالی به بغداد رفت و در آنجا تربیت شد. پس از اسحاق موصلی او را بزرگترین موسیقی دان خاورزمین و پس از فارابی، پور سینا و ابن زیله او را از بزرگترین موسیقی شناسان، می دانند، زیرا در علم و عمل موسیقی سرآمد بود و در این زمینه ابداعات زیادی داشت. همچنین از فضایل و علوم بیشماری از جمله علوم دینی و ادب و ریاضی، نظم شعر ، خوشنویسی، علم انشاء و تاریخ برخوردار بوده است. فارمر پس از فارابی صفی الدین را بزرگ ترین محقق اصول فن موسیقی می داند.

صفی الدین معاصر مستعصم آخرین خلیفه عباسی از شیفتگان هنر بود. وی افزون بر نوازندگی عود، رئیس موسیقی دانان، کاتب کتابخانه تازه بنیاد مستعصم (5000 دینار حقوق) ، خوشنویس (که در این هنر، همپایه ابن مقلد و یاقوت بشمار رفته است) و ندیم خلیفه بود.

صفی الدین در دوران بحرانی می زیسته و در خدمت آخرین خلیفه عباسی بغداد بود. او هنگام یورش و کشتار هلاکوخان در بغداد نزد وی رفته و با نواختن عود و ارائه هنر موسیقی خویش جان خود را نجات داد و در دستگاه هلاکو احترامی خاص یافت. و استاد پسران او بنام بهاء الدین محمد و شرف الدین هارون (که از حامیان موسیقی بودند) گردید و آنها به تشویق هنرمندانه او همت گماردند.

شرف الدین چنان شیفته هنرهای زیبا بود که صفی الدین بزرگ ترین اثر خود «رسابله شرفیه» را به عربی بنام وی تألیف نمود. این اثر در سال 674 هجری در پنج فصل نوشته شده است. اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه برلن موجود است.

در فرهنگ معین آمده:« اختراع سازی به نام «مغنی» را بدو نسبت می دهند و گفته می شود که آن آمیزه ای بوده از قانون و رباب و نزهه».

صفی الدین به علت نزدیکی با خاندان جوینی و شمس الدین جوینی وزیر عطاملک جوینی (نویسنده تاریخ جهانگشا) به دیوان انشای بغداد راه یافت. با حاکم عراق (بها الدین محمود) رهسپار اصفهان گردید و مدتی در آنجا ماند، پس از درگذشت بهاء الدین محمود و سقوط خاندان جوینی زندگی او به سختی گرایید و به فقر و تنگدستی افتاد. به گفته شریف صفی الدین طقطقی بخاطر 300 دینار قرض به زندان افتاد (قرضی که مجدالدین غلام صباغ بگردن داشت) و در هیجدهم صفر سال 693 در زندان درگذشت. الادوار صفی الدین یکی از کاملترین کتابهایی است که در زمینه موسیقی ایران نوشته شده است او این اثر را در جوانی سال 633 ه در پانزده فصل به رشته تحریر درآورده است و در آن به شرح نغمه ها و دساتین، اصول پرده بندی عود، فواصل موسیقی، ادوار (گامها)، تأثیر عمل موسیقی، عود و سازهای زهی، آموزش خوانندگی و نوازندگی و نت ها پرداخته است.

کتابهای صفی الدین یکی از منابع معتبر تحقیقی موسیقی دانان و موسیقی شناسان بزرگ بوده است از جمله عبدالقادر مراغه ای که به شرح الادوار صفی الدین پرداخته است. پیش از دو کتاب رساله شریفه و کتاب الادوار صفی الدین تا دو سه قرن تنها رسالات فارابی، و پورسینا منبع داده ها درباره موسیقی علمی بشمار می رفتند و در این دوره طولانی هیچ یک از نویسندگان ایرانی و عربی، کتابی در زمینه موسیقی ننوشتند. دستگاههایی که در ادوار صفی الدین و شرح آن نامگذاری گردیده است، شامل: صبا، عذرا، دوستگانه، معشوق، خوش سرا، خزان، نوبهار، وصال، گلستان، غمزده، مهرجان (مهرگان)، دلگشا، بوستان، زنگوله (صورت دوم)، مجلس افروز، نسیم، جان فزا، محیر، حجازی (بصورت دوم)، زندرود (زاینده رود)، عراق (صورت دوم)، زیر افکنده کوچک، مزدکانی، نهفت، اصفهانک، غزال، وامق، نوروز عرب، ماهرری، فرح، بیضا و خضرا و شش آواز بنام گُوِشت (گواشت)، گردانیه (گردانیا)، سلمک، نوروز، مایه، شهناز چنانکه ملاحضه می کنیم نام این دستگاه ها بیشتر پارسی است و این نام های پارسی هر یک منشاء مایه اصلی این آهنگ ها بوده است نه اختراع خود صفی الدین.

دکتر مهدی برکشلی می نویسد:« صفی الدین با الهام از پرده بندی تنبور خراسان، نت های نزدیک بهم را یکی کرده ( ردیف گامهای مکتب قدیم یعنی اسحاق موصلی، گام کندی، گام فارابی، گام پورسینا از لحاظ شماره زیاد نت ها بهم اشکالاتی در عمل تولید کرد) و دستگاه ها دولیما به اضافه یک کما را در هر پرده پیشنهاد نمود که از آن پس مورد پذیرش نظردانان و نوازندگان قرار گرفت.

از سده هفتم هجری گام تعدیل شده صفی الدین با این تقسیم پیشنهاد گردیده و در تمام سرزمین های اسلامی به سبب استادی و نفوذ علمی و هنری او پذیرفته شده و مورد پذیرش نظریه دانان و نوازندگان قرار گرفته است و اهمیت آن چه از نگرش نظری در صورت بندی گونه های ادوار و مقام ها، و چه از نگرش علمی به سبب سهولتی که در نوازندگی فراهم می سازد، مسلم است.

اندیشه منطقی صفی الدین که در حقیقت گونه ای تعدیل گام بشمار می رود، یکی از رویدادهای علمی و هنری تاریخ موسیقی خاور است که مورد ستایش همگی خاورشناسان و موسیقی شناسان قرار گرفته است. «کیزوترا»، خاورشناس آلمانی، صفی الدین را «زارلینو» خاور می خواند و «سر هربرت پروی» دستگاه او را کامل ترین تقسیم گام توصیف می کند. بسیاری از خاورشناسان و موسیقی شناسان، از جمله فارمر، ریشه دستگاه های صفی الدین را از پرده بندی تنبور خراسانی می دانند و «هلمُلتز» به حق آن را به موسیقی ساسانی نسبت می دهد. این امر مداوت تاریخی فرهنگ موسیقی ایرانی  را به اثبات می رساند و مسلم می دارد که پرده بندی تنبور خراسان پایه و اساس گام های موسیقی خاور و باختر است و می توان مانند هلمُلتز پذیرفت که این پرده بندی نیز پایه و اساس موسیقی ایران زمان ساسانیان است.»

فارمر چنین می نویسد:« هلمُلتز بر این عقیده است که تدبیر صفی الدین در استفاده از هفتم ماژور گام بعنوان پرده هادی به پردگی (تونیک)، نشانگر مفهوم موسیقایی جدیدی است که امکان می دهد برای بسط بیشتر درجات پردگی [یعنی تونالیته، بدون ربع پرده] یک گام، حتی در عرصه موسیقی خالصاً هم صدا نیز مورد استفاده قرار گیرد.»

صفی الدین در رساله شرفیه این مطلب (کتاب الادوار شامل اصولیست که از فیلسوفان یونان و پیشینیان اتخاذ گردیده) را قید می کند و به منظور رد تقلید نوشته های پیشینیان (منظور او کسانی است که پیش از او در زمینه موسیقی کتاب نوشته اند، مانند خلیل بن احمد واضع علم و عروض که در زمینه اوزان شعر کتابی نگاشته که اکنون در دست نیست) مطالب جدیدی را در میان می گذارد که قبلا بیان نشده است.

فارمر می نویسد:« انتقادهای صفی الدین بر تعاریف فارابی و پورسینا به خوبی خلق و خوی این محققان را نشان می دهد که اگر به سهو و اشتباهی در کار استادان سلف خود- هر چند کبیر و شهوه آفاق هم بوده باشند- بر می خوردند، آن را فاش بیان می کردند و کورکورانه در برابر استادان قبلی زانو نمی زدند.»

پیتر کراسلی هلند تحت عنوان موسیقی غیر غربی نوشته است:« صفی الدین اُرمَوی پیشگام مکتب تئوریک جدید نظام گرایی بود و کتاب برجسته اش «کتاب الادوار» بارها از سوی تئوری پردازان بعد از او، مورد توجه و موضوع استفاده قرار گرفته است.»

نوشتن رسالات موسیقی در دوره ترکها و مغول ادامه داشت. پس از صفی الدین به زبان پارسی بیشتر توجه شد تا به زبان عربی.