علی اکبر فرهانی
علی اکبر فرهانی
در فرهان از توابع فرمیهن اراک دیده به جهان گشود، از تاریخ تولد و مرگ او اطلاعی دقیقی در دست نیست ولی با مقایسه و تطبیق برخی سنوات به طور تقریبی سال تولد او را حدود 1236ه ق و فاتش را حدود 1274 برآورد کرده اند. فرزند شاه ولی بود و موسیقی را نزد وی فرا گرفت. استاد علی تجویدی می نوسید:« فرهانی موسیقی را نزد پدرش مرسوم به شاه ولی فرا می گیرد، از معمرین اراک که خود آشنا به موسیقی هستند شنیدم که شاه ولی دستگاه راست و دستگاه نوا را با چیره دستی خاص و در نهایت لطافت می نواخته است». آقا علی اکبر نوازنده دربار ناصرالدین شاه و معروف ترین و قدیمی ترین نوازنده تار و از ردیف دانان خوب بود و ردیف ها را به برادرزاده اش (آقا غلامحسین) آموخت. ردیف های فعلی موسیقی سنتی ما نخستین بار توسط وی و به روایت او به سایرین آموخته شده است. آقا علی اکبر اوایل سلطنت ناصرالدین شاه توسط یکی از زنهای ناصرالدین شاه که پدرش از شاگردان آقا علی اکبر بود به دبار ناصرالدین شاه راه یافت و اولین بار با یک خواننده و یک ضربگیر هنگام ورود شاه به هنرنمایی پرداخت که بسیار مورد توجه و ترکیم شاه قرار گرفت و در دربار به تعلیم تار پرداخت. بطوریکه از دیوان عارف قزوینی و یاداشتهای معیر الممالک برمی آید از مصاحبین ناصرالدین شاه و شدیداً مورد تحسین و علاقه او بوده و بیشتر اوقات برای او نوازندگی می کرده است و آهنگهایی که می ساخته آنقدر دلنشین بوده که همه را مجذوب می کرده و مقام هنری او را به حدی بوده که هیچکس قدرت حسادت و مخالفت با او را نداشته است. کنت دوگبینو در سفرنامه خود او را به عنوان معروف ترین نوازنده ذکر کرده است و پس از دین و شنیدن سازها درباره او چنین نوشته است:« برای پیدا کردن نوازندگان باید به کلی از طبقه اشخاص وزین و با وقار خارج شویم و در این حال میرزا علی اکبر را می بابیم که ایرانیان با کمال میل او را ملکوتی می نامند و در واقع او، تار را بسیار خوب می نوازند. من نیز به سهم خود هم عقیده دارم و اروپاییانی را دیدم که هیچ به موسیقی ایرانی توجه نداشتند، ولی وقتی آهنگهای روسی را که برای نواختن با تار برایش تنظیم شده بود شنیدند، زبان به تحسین او گشودند. علی اکبر با چنان روحی و احساسی تار می زد که در هر کشوری بود هنرمند بزرگی بشمار می رفت»
علی اکبر از طبع شعری برخوردار بود و با شاعران مشهور به ویژه شاعران عرفانی آشنایی داشت، از این رو اشعار پارسی را که در ذهن داشت با جمله بندی موسیقی تنظیم و هماهنگ می نمود، از او این رباعی توسط فرزندش میرزا عبدالله در گوشه طاسی به یادگار مانده:
اگر از تو جدا باشم نباشم
به غیری آشنا باشم نباشم
من بی دست و پا در زیر تیغت
به فکر دست و پا باشم نباشم
آقا علی اکبر سه پسر بنام های حسن و عبدالله و حسینقلی بود که هر سه آنها هنرمندان ماهری شدند. متأسفانه پسر اولش که از تعلیمات پدر بهرمند بود و مهارت خاصی در نوازندگی تار و سه تار داشت، در جوانی درگذشت. خود علی اکبرخان نیز عمر طولانی نداشت. هنگامی که درگذشت دو فرزند دیگرش میرزا عبدالله و آقا حسینقلی که بعدها به مقام استادی رسیدند هنوز دوران کودکی خود را سپری می کردند.
تار علی اکبر موسوم به قلندر بیست و چهار پرده داشت. دکتر سپنتا می نویسد:« آقا علی اکبر شبها تار خود را کنار بستر می نهاد و می خوابید و گاه نیمه شب بیدار می شد و گوشه تازه ای می نواخت. یکشب کسی در خواب به او می گوید من رنگ اصول را که از قطعه قدیم است و بکلی فراموش شده به تو می آموزم و چنان می کند. آقا علی اکبر در دل شب از خواب بیدار شد و میان بستر تار را برداشته و آن را می نوازد و روز بعد رنگ را به برادرزاده اش آقا غلامحسین می آموزد و بعد او را به پسر عموهایش آقا میرزا حسینقلی و آقا میرزا عبدالله تعلیم می دهد. دوستعلی معیر الممالک این داستان را از میرزا حسینقلی به یاد داشت و رنگ مذکور را شنیده بود. میهدیقلی هدایت همین داستان را با روایت دیگر ذکر کرده است و گوید طبق گفته میرزا عبدالله رنگی که آقا علی اکبر در خواب فراگرفت قسمت مقلوب از شهر آشوب چهارگاه است که بدون مضراب با حرکات انگشت (انگشت گذاری) حاصل آید.
گفته شده آقا علی اکبر به علت روحیات درویشی اش مورد آزار و بی لطفی افراد سطحی و متظاهر واقع بود، چنانکه زود هنگام بودن مرگ او را حدود سی و هشت سالگی در نتیجه همین اختلافان دانسته اند. درباره او گفته شده که شبی بین او و یکی از همسایگان (درباره صدای ساز) اختلاف و درگیری ایجاد شده بود و با سازش به پشت بام می رود و پس از مناجات با آن، صبح آن روز او را همانجا کنار قلندر خفته ابدی یافتند.
ناصرالدین شاه به میرزا ابوالحسن خان غفاری صنیع الملک نقاش آن دوره دستور کشیدن تابلوی نقاشی از علی اکبرخان هنگام نواختن تار به همراه چند تن از شاگردانش را صادر می کند او بنا به این دستور در سال 1273 ه ق تابلویی آب رنگ ترسیم می کند.
متأسفانه از تار آقا علی اکبر هیچ اثر ضبظ شده ای باقی نمانده بطوریکه اولین دستگاه ضبط در آمریکا به شیوه عملی در سال 1305 ه ق یعنی سی سال بعد از مرگ آقا علی اکبر آغاز بکار کرد.
زبانـت درکـش ای حــافظ زمــانـی